مهریه در چه صورت تعلق نمیگیرد؟ بررسی دقیق و کامل موارد سقوط مهریه

مهریه در چه صورت تعلق نمیگیرد؟ بررسی دقیق و کامل موارد سقوط مهریه

مهریه یکی از بنیادی ترین حقوق مالی زن در نظام حقوقی و شرعی ایران است که به موجب عقد نکاح، به صورت یک دین بر ذمه مرد مستقر می شود. بسیاری از افراد تصور می کنند که مهریه تحت هر شرایطی و بدون هیچ استثنایی به زن تعلق می گیرد و مرد تحت هیچ شرایطی نمی تواند از پرداخت آن شانه خالی کند. اگرچه اصل بر تعلق…

انتشار
به روزرسانی
گارگروه نویسنده سایت 0 نظر
فهرست مطلب 19 بخش
مهریه به عنوان یک حق مالی مسلم زن، به محض جاری شدن صیغه عقد نکاح بر ذمه مرد قرار می گیرد. با این حال، در شرایط استثنایی و مشخصی که در قانون مدنی پیش بینی شده است، این حق به طور کامل یا جزئی ساقط می شود. مهم ترین موارد عدم تعلق مهریه شامل باطل بودن عقد نکاح همراه با عدم نزدیکی، فسخ نکاح قبل از برقراری رابطه زناشویی (به جز در مورد عنن مرد)، فوت یکی از زوجین قبل از نزدیکی در صورتی که مهریه تعیین نشده باشد، و همچنین بخشش آگاهانه مهریه توسط زن (بذل یا ابراء) است. باورهای رایجی مانند خیانت زن، عدم تمکین، اعتیاد یا ارتکاب جرم، هیچ تاثیری بر اصل تعلق مهریه ندارند و باعث سقوط آن نمی شوند.

مقدمه و اهمیت بررسی شرایط سقوط مهریه

مهریه یکی از بنیادی ترین حقوق مالی زن در نظام حقوقی و شرعی ایران است که به موجب عقد نکاح، به صورت یک دین بر ذمه مرد مستقر می شود. بسیاری از افراد تصور می کنند که مهریه تحت هر شرایطی و بدون هیچ استثنایی به زن تعلق می گیرد و مرد تحت هیچ شرایطی نمی تواند از پرداخت آن شانه خالی کند. اگرچه اصل بر تعلق مهریه است، اما قانونگذار در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، موارد مشخص و دقیقی را پیش بینی کرده است که در آن ها مهریه به طور کامل ساقط شده و یا تنها نیمی از آن به زن تعلق می گیرد.

آگاهی از این شرایط استثنایی نه تنها برای وکلای دادگستری و دانشجویان حقوق، بلکه برای تمامی زوجینی که در آستانه ازدواج هستند یا با چالش های حقوقی در دوران زندگی مشترک روبرو شده اند، حیاتی است. عدم آگاهی از این قوانین می تواند منجر به تصمیمات اشتباه، طرح دعاوی بیهوده و یا از دست رفتن حقوق قانونی افراد شود. این مقاله تمامی موارد عدم تعلق مهریه به زن را با استناد به مواد دقیق قانون مدنی، رویه قضایی دادگاه ها و اصول فقهی بررسی می کند تا تصویری شفاف، مستند و کاربردی از این حق مالی ارائه دهد.

مفاهیم بنیادین و انواع مهریه در حقوق ایران

برای درک عمیق و دقیق شرایطی که مهریه تعلق نمی گیرد، ابتدا باید با انواع مهریه و ماهیت حقوقی هر یک آشنا شویم. شناخت این مفاهیم، کلید درک چرایی سقوط مهریه در برخی از شرایط خاص است.

مهرالمسمی (مهریه تعیین شده)

مهرالمسمی مالی است که در زمان عقد نکاح، با توافق کامل و رضایت طرفین تعیین و در سند ازدواج درج می گردد. به محض خوانده شدن صیغه عقد صحیح، زن مالک این مهریه می شود و می تواند هرگونه تصرفی در آن داشته باشد. این حق مالی حتی قبل از برقراری رابطه زناشویی نیز برای زن ثابت است و مرد موظف به پرداخت آن می باشد. تفاوتی ندارد که مهریه عندالمطالبه باشد یا عندالاستطاعه؛ در هر دو صورت، اصل دین بر عهده مرد است.

مهرالمثل

مهرالمثل در شرایطی مطرح می شود که در عقد نکاح دائم، مهریه ای تعیین نشده باشد یا شرط شده باشد که مهریه ای وجود ندارد، اما پس از عقد، رابطه زناشویی بین زوجین برقرار شده باشد. در این حالت، به دلیل وقوع نزدیکی، زن مستحق دریافت مهریه می شود. از آنجا که مهریه ای از قبل تعیین نشده، دادگاه با بررسی عواملی مانند شأن خانوادگی زن، میزان تحصیلات، موقعیت اجتماعی، سن، وضعیت جسمانی و عرف رایج در جامعه، مبلغی را به عنوان مهرالمثل تعیین و حکم به پرداخت آن صادر می کند. ماده ۱۰۸۷ قانون مدنی به صراحت به این موضوع اشاره دارد.

مهرالمتعه

مهرالمتعه یکی از مفاهیم خاص و کمتر شناخته شده در حقوق خانواده است که جنبه جبران خسارت دارد. این نوع مهریه در شرایط بسیار خاصی تعلق می گیرد: اولاً عقد باید دائم باشد، ثانیاً در عقد مهریه ای تعیین نشده باشد، و ثالثاً مرد قبل از برقراری هرگونه رابطه زناشویی، همسر خود را طلاق دهد. در این شرایط، بر اساس ماده ۱۰۹۳ قانون مدنی، مرد موظف است مالی را به عنوان مهرالمتعه به زن بپردازد. نکته بسیار مهم در تعیین مهرالمتعه این است که برخلاف مهرالمثل که بر اساس شأن زن تعیین می شود، مهرالمتعه بر اساس وضعیت مالی و توانایی اقتصادی مرد و با تشخیص قاضی دادگاه تعیین می گردد.

بررسی دقیق موارد عدم تعلق کامل یا جزئی مهریه

قانونگذار با در نظر گرفتن عدالت و انصاف، شرایطی را پیش بینی کرده است که در آن ها مهریه به طور کامل ساقط می شود و یا تنها نیمی از آن به زن تعلق می گیرد. این موارد به شرح زیر است:

۱. بطلان عقد نکاح همراه با عدم نزدیکی (مستند به ماده ۱۰۸۹ قانون مدنی)

عقد نکاح ممکن است به دلایل متعددی از اساس باطل باشد. بطلان عقد به این معناست که ازدواج از همان ابتدا فاقد شرایط قانونی و شرعی صحت بوده و گویی اصلا منعقد نشده است. از مصادیق بارز عقد باطل می توان به ازدواج با محارم نسبی یا سببی، ازدواج دوم زن در زمانی که هنوز در عده ازدواج قبلی است، و یا ازدواج با زنی که در عده رجعیه مرد دیگری قرار دارد، اشاره کرد.

بر اساس ماده ۱۰۸۹ قانون مدنی، هرگاه عقد نکاح باطل باشد و نزدیکی نیز واقع نشده باشد، زن حق هیچ گونه مهری ندارد. در این شرایط، نه مهرالمسمی، نه مهرالمثل و نه مهرالمتعه به زن تعلق نمی گیرد. اما یک استثنای مهم وجود دارد: اگر در عقد باطل، به واسطه جهل یکی از طرفین به بطلان عقد، نزدیکی واقع شده باشد (که در فقه به آن وطی به شبهه می گویند)، زن مستحق دریافت مهرالمثل خواهد بود، زیرا نزدیکی در اینجا آثار حقوقی خاص خود را ایجاد می کند.

۲. فسخ نکاح قبل از نزدیکی (مستند به ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی)

فسخ نکاح با بطلان عقد و طلاق تفاوت ماهوی دارد. در فسخ، عقد در ابتدا به درستی منعقد شده است، اما به دلیل وجود عیوب مشخص در یکی از زوجین که قبل از عقد وجود داشته و طرف مقابل از آن بی اطلاع بوده، حق برهم زدن عقد برای طرف سالم ایجاد می شود. ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی مقرر می دارد که هرگاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به دلیلی فسخ شود، زن حق مهر ندارد.

عیوب موجب فسخ در زن (موضوع ماده ۱۱۲۳ قانون مدنی) شامل مواردی مانند قرن (وجود استخوان یا مانع در فرج)، جذام، برص، افضاء (یکی شدن مجرای ادرار و حیض)، و زمین گیری یا نابینایی از هر دو چشم است. عیوب موجب فسخ در مرد (موضوع ماده ۱۱۲۲ قانون مدنی) شامل خصاء (اخته بودن)، جدع (قطع آلت تناسلی) و عنن (ناتوانی جنسی مرد در برقراری رابطه) می شود.

استثنای بسیار مهم: اگر فسخ نکاح به دلیل عنن بودن مرد باشد، با وجود فسخ نکاح و عدم نزدیکی، زن مستحق دریافت نصف مهریه است. این استثناء برای جبران بخشی از حقوق زن در این شرایط خاص در نظر گرفته شده است. در سایر عیوب، اگر فسخ قبل از نزدیکی باشد، مهریه کاملا ساقط می شود.

۳. فوت یکی از زوجین قبل از نزدیکی و عدم تعیین مهریه (مستند به ماده ۱۰۸۸ قانون مدنی)

ماده ۱۰۸۸ قانون مدنی به صراحت بیان می کند که اگر یکی از زوجین قبل از تعیین مهر و قبل از نزدیکی بمیرد، زن حق هیچ گونه مهری را ندارد. این حکم زمانی اجرا می شود که سه شرط به طور همزمان وجود داشته باشد: اولاً مهریه در عقد دائم تعیین نشده باشد، ثانیاً نزدیکی بین زوجین واقع نشده باشد، و ثالثاً یکی از زوجین (چه مرد و چه زن) قبل از تعیین مهریه و قبل از نزدیکی فوت کند. در این حالت خاص، چون نه مهریه ای تعیین شده و نه نزدیکی رخ داده که موجبات مهرالمثل را فراهم کند، زن مستحق دریافت هیچ مبلغی به عنوان مهریه نخواهد بود.

۴. طلاق قبل از نزدیکی و حکم نصف مهریه (مستند به ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی)

یکی از رایج ترین مواردی که باعث می شود مهریه کامل به زن تعلق نگیرد، وقوع طلاق قبل از برقراری رابطه زناشویی است. طبق ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی، هرگاه شوهر قبل از نزدیکی، زن خود را طلاق دهد، زن مستحق نصف مهر خواهد بود. این قاعده هم در مورد مهرالمسمی (مهریه تعیین شده در عقدنامه) و هم در مورد مهرالمثل جاری است. اگر زن قبلاً تمام مهریه را دریافت کرده باشد، مرد حق دارد مازاد بر نصف آن را از زن استرداد کند. این حکم قانونی برای ایجاد تعادل در شرایطی است که زندگی مشترک به معنای واقعی کلمه آغاز نشده است.

۵. بخشش مهریه توسط زن (بذل یا ابراء)

زن به عنوان مالک مهریه، این حق را دارد که هر زمان که بخواهد، تمام یا بخشی از آن را به شوهر خود ببخشد. این بخشش می تواند به دو صورت حقوقی انجام شود: اول ابراء ذمه، به این معنا که زن شوهر را از دین مهریه به طور کامل بری کند، و دوم هبه، که به معنای بخشیدن عین مال یا حق است. برای اینکه بذل مهریه از نظر قانونی معتبر و غیرقابل بازگشت باشد، زن باید در زمان بخشش، اهلیت قانونی (بلوغ و عقل) داشته باشد و با رضایت کامل و بدون هیچ گونه اکراه، اجبار یا فریب این کار را انجام دهد. ثبت این بخشش در دفاتر اسناد رسمی یا اقرار رسمی در دادگاه، از بروز اختلافات آتی جلوگیری می کند.

۶. طلاق خلع و مبارات

در حقوق ایران، دو نوع طلاق وجود دارد که در آن ها بخشش مهریه یا مالی دیگر توسط زن، شرط اصلی وقوع طلاق است. در طلاق خلع (ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی)، زن به دلیل کراهت شدید از شوهر و غیرقابل تحمل بودن ادامه زندگی، مالی (که معمولاً تمام یا بخشی از مهریه است) را به شوهر می بخشد تا او را راضی به طلاق کند. در طلاق مبارات (ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی)، کراهت متقابل است؛ یعنی هم زن از مرد و هم مرد از زن متنفر است و زن مالی را برای جدایی می بخشد.

نکته بسیار حیاتی در این نوع طلاق ها این است که بر اساس ماده ۱۱۴۵ قانون مدنی، زن در طلاق خلع و مبارات می تواند در ایام عده (مدت زمانی که پس از طلاق حق ازدواج مجدد ندارد) از بذل خود رجوع کند. در صورتی که زن رجوع کند، طلاق از نوع بائن به طلاق رجعی تبدیل شده و مرد نیز حق رجوع به زوجیت را پیدا می کند و مهریه مجدداً به ذمه مرد بازمی گردد.

۷. تدلیس و فریب در ازدواج (مانند ادعای باکارت)

اگر زن با تدلیس (فریبکاری) خود را باکره معرفی کند و مرد با تکیه بر این وصف اقدام به عقد نماید، و پس از عقد مشخص شود که زن باکره نبوده است، مرد حق فسخ نکاح را خواهد داشت. اگر این فسخ قبل از برقراری رابطه زناشویی انجام شود، مهریه ای به زن تعلق نمی گیرد. اگر نزدیکی انجام شده باشد، مرد می تواند علاوه بر فسخ، مهریه پرداختی را نیز از زن استرداد کند، زیرا زن با فریب، مستحق دریافت آن نبوده است.

نحوه اثبات عدم نزدیکی در دادگاه برای سقوط مهریه

یکی از چالش برانگیزترین مراحل در پرونده های مربوط به سقوط یا نصف شدن مهریه، اثبات یا رد وقوع رابطه زناشویی است. از آنجا که اصل بر بقای زوجیت و وقوع تمامی مقدمات زندگی مشترک است، بار اثبات عدم نزدیکی معمولاً بر دوش کسی است که ادعای عدم وقوع آن را دارد.

برای اثبات این موضوع، دادگاه ها معمولاً به ادله زیر استناد می کنند:

  • معاینه پزشکی قانونی: رایج ترین و معتبرترین روش برای اثبات عدم نزدیکی در زنان، ارجاع به سازمان پزشکی قانونی است. پزشک متخصص با معاینه دقیق می تواند تشخیص دهد که آیا پارگی ناشی از رابطه زناشویی رخ داده است یا خیر. این روش در صورتی کاربرد دارد که زن ادعای باکارت داشته باشد و زمان زیادی از عقد نگذشته باشد.
  • اقرار طرفین: اگر زن در دادگاه یا در متن طلاق نامه به صراحت اقرار کند که هیچ گونه رابطه زناشویی با مرد نداشته است، این اقرار به عنوان قوی ترین دلیل پذیرفته می شود و نیازی به ادله دیگر نیست.
  • قراین و امارات: قاضی می تواند از سایر قرائن مانند جدا زندگی کردن زوجین از روز اول، مسافرت های طولانی مدت بلافاصله پس از عقد، یا مستندات پزشکی دال بر عدم امکان فیزیکی رابطه، برای رسیدن به علم و یقین استفاده کند.

باورهای غلط و مواردی که باعث عدم تعلق مهریه نمی شوند

در جامعه ما، تصورات نادرست و باورهای غلطی درباره مهریه وجود دارد که باعث می شود بسیاری از مردان تصور کنند می توانند در شرایطی خاص از پرداخت مهریه شانه خالی کنند. لازم است به صراحت بیان شود که موارد زیر هیچ تاثیری بر اصل تعلق مهریه به زن ندارند:

خیانت و روابط نامشروع

یکی از قوی ترین باورهای غلط این است که خیانت زن باعث سقوط مهریه می شود. این تصور کاملاً اشتباه است. مهریه یک حق مالی است که به محض عقد ایجاد می شود و مسائل اخلاقی یا حتی ارتکاب جرم توسط زن، هیچ تاثیری بر این حق مالی ندارد.

عدم تمکین (نشوز)

اگر زن بدون دلیل موجه از ایفای وظایف زناشویی خودداری کند، ناشزه محسوب شده و حق دریافت نفقه را از دست می دهد. با این حال، عدم تمکین هیچ ارتباطی به مهریه ندارد و مهریه همچنان پابرجاست و مرد موظف به پرداخت آن است.

اعتیاد یا سوء رفتار

اعتیاد هر یک از زوجین یا سوء رفتار و بداخلاقی زن، ممکن است از دلایل موجه برای درخواست طلاق توسط طرف مقابل باشد، اما به طور مستقیم و خودکار حق مهریه زن را ساقط نمی کند.

اعسار مرد

اعسار به معنای ناتوانی مرد از پرداخت یکجای مهریه است. در این حالت، دادگاه حکم به تقسیط مهریه می دهد. این امر به معنای عدم تعلق مهریه نیست، بلکه تنها شیوه پرداخت آن را تغییر می دهد و اصل دین باقی است.

جدول مقایسه ای شرایط تعلق و عدم تعلق مهریه

شرایط و وضعیت آیا نزدیکی رخ داده است؟ میزان مهریه تعلق گرفته مستند قانونی
بطلان عقد نکاح خیر هیچ مهریه ای تعلق نمی گیرد ماده ۱۰۸۹ قانون مدنی
فسخ نکاح (به جز عنن) خیر هیچ مهریه ای تعلق نمی گیرد ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی
فسخ نکاح به دلیل عنن مرد خیر نصف مهریه تعلق می گیرد ماده ۱۱۰۱ قانون مدنی
فوت یکی از زوجین قبل از نزدیکی (بدون تعیین مهر) خیر هیچ مهریه ای تعلق نمی گیرد ماده ۱۰۸۸ قانون مدنی
طلاق از سوی مرد قبل از نزدیکی خیر نصف مهریه تعلق می گیرد ماده ۱۰۹۲ قانون مدنی
بذل یا ابراء کامل توسط زن فرقی ندارد هیچ مهریه ای تعلق نمی گیرد اصول کلی قراردادها و ماده ۱۱۴۵

نکات کلیدی و توصیه های حقوقی کاربردی برای زوجین

  • مشاوره با وکیل متخصص خانواده: پیش از هرگونه اقدام حقوقی مربوط به مهریه، اعم از مطالبه، بذل یا دفاع در برابر آن، اکیداً توصیه می شود با یک وکیل متخصص در امور خانواده مشورت نمایید. پیچیدگی های قانونی و جزئیات هر پرونده، نیازمند تحلیل دقیق حقوقی است.
  • ضرورت ثبت و مستندسازی توافقات: هرگونه توافق مربوط به مهریه، مانند تعیین مهریه، بخشیدن آن، یا مصالحه بر سر مبلغ، باید به صورت کتبی و رسمی ثبت شود. بخشش مهریه در دفاتر اسناد رسمی یا اقرار در دادگاه، اعتبار حقوقی لازم را خواهد داشت و از انکار آتی جلوگیری می کند.
  • آگاهی از آخرین تغییرات قوانین: قوانین و رویه های قضایی مربوط به مهریه ممکن است دچار تغییر و به روزرسانی شوند. زوجین باید از آخرین بخشنامه های مربوطه آگاهی داشته باشند تا حقوق و تکالیف خود را به درستی بدانند.
  • توقیف اموال زوج و مطالبه مهریه: زن می تواند برای مطالبه مهریه خود از طریق دادگاه خانواده یا اجرای ثبت اقدام کند. در این راستا، امکان توقیف اموال منقول و غیرمنقول مرد برای وصول مهریه وجود دارد، مگر اینکه مرد اعسار خود را ثابت کند و دادگاه حکم به تقسیط دهد.
  • مهریه در عقد موقت: در عقد موقت، تعیین مهریه شرط صحت عقد است و اگر مهریه تعیین نشود، عقد باطل خواهد بود. با این حال، احکام مربوط به نصف شدن مهریه در صورت فسخ قبل از نزدیکی، در عقد موقت نیز به همان شکل جاری است.

سوالات متداول درباره عدم تعلق مهریه

آیا در صورت عدم تعیین مهریه و طلاق بدون نزدیکی، زن می تواند مبلغی دریافت کند؟

بله، در این شرایط خاص (عقد دائم، عدم تعیین مهریه، طلاق قبل از نزدیکی)، زن می تواند مستحق دریافت مهرالمتعه باشد. میزان مهرالمتعه توسط قاضی و با توجه به وضعیت مالی و توانایی مرد تعیین می گردد و ارتباطی به شأن اجتماعی زن ندارد.

اگر مرد اعسار خود را در دادگاه ثابت کند، آیا زن از مهریه محروم می شود؟

خیر، اعسار مرد به معنای ناتوانی او در پرداخت یکجای مهریه است و منجر به محرومیت زن از اصل مهریه نمی شود. در این صورت، دادگاه حکم به تقسیط مهریه صادر می کند و مرد مکلف به پرداخت اقساط ماهیانه خواهد بود.

آیا در طلاق توافقی، مهریه حتماً باید توسط زن بخشیده شود؟

خیر، در طلاق توافقی، مهریه قابل مذاکره است. زوجین می توانند بر سر نحوه پرداخت، بخشش کامل، بخشش جزئی یا هر توافق دیگری در خصوص مهریه به توافق برسند و این توافق در حکم طلاق ذکر خواهد شد. بخشش آن به هیچ وجه اجباری نیست.

آیا مرد می تواند با اثبات عدم باکارت زن قبل از عقد، از پرداخت مهریه خودداری کند؟

بله، در صورتی که زن با تدلیس (فریبکاری) خود را باکره معرفی کرده باشد و پس از عقد، مرد عدم باکارتی او را اثبات کند، مرد حق فسخ نکاح را خواهد داشت. اگر این فسخ قبل از نزدیکی انجام شود، مهریه ای به زن تعلق نمی گیرد. اگر نزدیکی انجام شده باشد، مرد می تواند مهریه را بازپس گیرد.

آیا تعیین مهریه به صورت شرط انجام واجبات دینی (مانند نماز) قانونی است؟

خیر، مهریه باید دارای مالیت و ارزش اقتصادی قابل ارزیابی باشد. تعیین مهریه به صورت انجام واجبات دینی، قانونی نیست و دادگاه آن را به عنوان مهریه به رسمیت نمی شناسد. اگر چنین شرطی در عقدنامه درج شود، آن بخش باطل است و در صورت نزدیکی، زن مستحق مهرالمثل می شود.

جمع بندی نهایی

بررسی جامع و دقیق حقوقی نشان می دهد که مهریه، به عنوان یکی از مهم ترین حقوق مالی زن، به محض وقوع عقد نکاح برای او ثابت می گردد و اصل بر لزوم پرداخت آن است. با این حال، باورهای رایج مبنی بر تعلق مطلق و بی قید و شرط مهریه به زن، در تمامی موارد صحیح نیست. قانون مدنی ایران، شرایطی خاص، محدود و معین را برای عدم تعلق کامل یا جزئی آن پیش بینی کرده است که عمدتاً حول محور عدم وقوع رابطه زناشویی، بطلان یا فسخ عقد، و یا بخشش آگاهانه خود زن می چرخد.

همانطور که تشریح شد، مواردی نظیر بطلان عقد نکاح و عدم نزدیکی، فسخ نکاح قبل از نزدیکی (با استثنای عنن بودن مرد)، فوت یکی از زوجین قبل از نزدیکی در صورت عدم تعیین مهریه، طلاق قبل از نزدیکی (که منجر به نصف شدن مهریه می شود)، و بخشش مهریه توسط خود زن، از جمله شرایطی هستند که می توانند بر حق مهریه زن تأثیر بگذارند. در مقابل، بسیاری از تصورات غلط رایج در جامعه، از جمله تأثیر خیانت، عدم تمکین، اعتیاد، سوء رفتار یا ارتکاب جرم توسط زن بر حق مهریه، از نظر قانونی فاقد اعتبار بوده و مهریه در این موارد همچنان به قوت خود باقی است.

آگاهی از این شرایط قانونی، نه تنها به زوجین در آستانه ازدواج کمک می کند تا با دیدی واقع بینانه و آگاهانه به این مسئله مهم بنگرند، بلکه برای افرادی که درگیر مسائل حقوقی خانواده هستند نیز چراغ راهی برای حفظ حقوق و مسئولیت های خود خواهد بود. با توجه به پیچیدگی های این حوزه و حساسیت های موجود، مشورت با وکلای متخصص خانواده پیش از هرگونه اقدام رسمی، بهترین راهکار برای جلوگیری از تضییع حقوق و بروز مشکلات بیشتر است.