
نشوز چیست و موجب چه چیزی می شود
نشوز در فقه و حقوق اسلامی به معنای عدم ایفای وظایف زناشویی است که از سوی هر یک از زوجین صورت می گیرد. این وضعیت، منجر به پیامدهای حقوقی و مالی متعددی برای طرفین می شود، از جمله سلب حق نفقه برای زن ناشزه و ایجاد حق درخواست طلاق برای زن در صورت نشوز مرد. در این مقاله، مفهوم نشوز، وظایف متقابل زن و شوهر، و آثار حقوقی و فقهی ناشی از آن برای هر دو طرف به تفصیل مورد بررسی قرار می گیرد.
رابطه زوجیت، بنیانی مقدس و قانونی در جامعه اسلامی است که با عقد نکاح شکل می گیرد. این پیمان، نه تنها دو فرد را به یکدیگر پیوند می دهد، بلکه حقوق و تکالیف متقابلی را نیز بر عهده آنان قرار می دهد. قانون مدنی و فقه امامیه، با الهام از آموزه های شرعی، چارچوبی دقیق برای این وظایف ترسیم کرده اند تا زندگی مشترک بر پایه مودت، رحمت و عدالت استوار باشد. با این حال، گاهی اوقات این نظم از سوی یکی یا هر دو طرف بر هم می خورد و یکی از زوجین از انجام وظایف قانونی و شرعی خود سر باز می زند. این وضعیت، که در اصطلاح فقهی و حقوقی «نشوز» نامیده می شود، می تواند چالش های جدی را در زندگی زناشویی پدید آورد و پیامدهای گسترده ای در پی داشته باشد. درک دقیق مفهوم نشوز و آثار مترتب بر آن، برای هر زوج و برای فعالان حوزه حقوق خانواده، از اهمیت بالایی برخوردار است.
این نوشتار با رویکردی تخصصی اما قابل فهم، به تحلیل ابعاد مختلف نشوز می پردازد. ابتدا به تعریف لغوی و اصطلاحی نشوز در فقه و حقوق اشاره کرده و سپس، وظایف اصلی زن و مرد در قبال یکدیگر را که اساس شکل گیری مفهوم نشوز هستند، تبیین می نماید. در ادامه، نشوز زن و مرد را به صورت مجزا بررسی کرده و به علل، مصادیق و پیامدهای مالی و غیرمالی هر یک می پردازد. همچنین، به مواردی که زن می تواند به صورت مشروع از تمکین خودداری کند، اشاره خواهد شد تا تصویری جامع از این موضوع ارائه شود. هدف نهایی، افزایش آگاهی حقوقی و فقهی مخاطبان در این حوزه و کمک به درک بهتر حقوق و تکالیف زوجین است.
نشوز چیست؟ تعریف لغوی و اصطلاحی در فقه و قانون
مفهوم نشوز یکی از اصطلاحات کلیدی در فقه و حقوق خانواده است که برای درک اختلافات و مسائل زناشویی کاربرد فراوانی دارد. برای شناخت دقیق این مفهوم، لازم است به ریشه های لغوی و سپس به تعاریف اصطلاحی آن در متون فقهی و قانونی پرداخت.
۱.۱. تعریف لغوی نشوز
واژه «نشوز» از ریشه «نشز» به معنای بلند شدن، سربلند کردن، سرکشی و تمرد است. در ادبیات عرب، به مکانی که از اطراف خود بلندتر باشد، «نشز» می گویند. این معنای لغوی، به نوعی تمرد و برتری جویی از وضعیت متعارف و معمول اشاره دارد. بنابراین، در زمینه روابط زناشویی، نشوز به حالتی گفته می شود که یکی از زوجین، خود را از زیر بار وظایف و تعهدات قانونی و شرعی خود خارج ساخته و در مقابل دیگری سرکشی نماید.
۱.۲. تعریف اصطلاحی فقهی نشوز
در اصطلاح فقه اسلامی، نشوز عبارت است از عدم ایفای وظایف زناشویی واجبی که بر عهده هر یک از زوجین قرار دارد. نکته حائز اهمیت این است که نشوز، تنها منحصر به زن نیست و مرد را نیز شامل می شود، هرچند در عرف و بیشتر متون فقهی، واژه نشوز غالباً در مورد زن و عدم تمکین او به کار می رود. اما فقیهان بر این امر تأکید دارند که مرد نیز در صورت عدم انجام وظایف واجب خود، مانند عدم پرداخت نفقه یا عدم حسن معاشرت، ناشز محسوب می شود. از مصادیق نشوز زن در فقه، می توان به مواردی همچون امتناع از تمکین خاص (برآوردن نیازهای جنسی شوهر بدون مانع مشروع)، ترک منزل بدون اجازه شوهر و سرپیچی از اطاعت او در امور مشروع خانواده اشاره کرد. در مقابل، نشوز مرد نیز شامل عدم پرداخت نفقه، سوء رفتار و عدم ایفای وظایف جنسی در حد متعارف می شود.
نشوز در فقه، به معنای عدم انجام وظایف زناشویی واجب از سوی هر یک از زوجین است و شامل زن و مرد می شود، اگرچه کاربرد آن در مورد زن شایع تر است.
۱.۳. تعریف نشوز در قانون مدنی ایران
قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، که عمدتاً برگرفته از فقه امامیه است، مفهوم نشوز را با تأکید بر عدم تمکین زن یا عدم ایفای وظایف مرد تبیین می کند. اگرچه قانون مدنی به صراحت از واژه «نشوز» برای مرد استفاده نمی کند، اما آثار قانونی عدم ایفای وظایف توسط مرد را به گونه ای مشابه با مفهوم نشوز در فقه، مورد توجه قرار داده است. در واقع، این مفهوم در قانون مدنی با عناوینی چون «عدم تمکین» برای زن و «استنکاف از ادای وظایف زوجیت» برای مرد (به ویژه در مورد نفقه) نمود پیدا می کند. ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی بیان می دارد: همین که نکاح به طور صحت واقع شد، روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می شود. عدم رعایت همین حقوق و تکالیف، زمینه ساز نشوز خواهد بود. بنابراین، تعریف قانونی نشوز با تعریف فقهی آن کاملاً همسو است و هر دو بر اهمیت ایفای وظایف متقابل برای حفظ کیان خانواده تأکید دارند.
وظایف متقابل زوجین: بنیان شکل گیری نشوز
اساس و پایه مفهوم نشوز، به وظایف و تکالیف متقابلی بازمی گردد که پس از عقد نکاح، بر عهده زن و مرد قرار می گیرد. عدم انجام یا کوتاهی در این وظایف، می تواند به وضعیت نشوز منجر شود. قانون مدنی ایران و فقه اسلامی، به تفصیل این وظایف را برشمرده اند.
۲.۱. وظایف زن (تمکین)
اصلی ترین وظیفه زن در قبال شوهر، «تمکین» است که خود به دو نوع «عام» و «خاص» تقسیم می شود:
تمکین عام
تمکین عام به معنای پذیرش ریاست شوهر بر خانواده و اطاعت از او در امور کلی و مشروع زندگی است. ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی صراحتاً بیان می کند: در روابط زوجین ریاست خانواده از خصائص شوهر است. این ریاست شامل موارد زیر می شود:
- سکونت در منزل مشترک: زن مکلف است در منزلی که شوهر تعیین می کند، سکونت کند، مگر اینکه در ضمن عقد، حق تعیین مسکن به او داده شده باشد یا ترک منزل به دلیل عذر موجه قانونی یا شرعی باشد (مانند عدم امنیت جانی، مالی یا حیثیتی در منزل مشترک).
- اطاعت در امور کلی زندگی: زن باید در امور مربوط به تدبیر منزل، تربیت فرزندان (با مشورت و توافق)، و سایر تصمیمات مشروع شوهر در امور خانواده، از او اطاعت کند.
- عدم اشتغال به شغلی منافی: طبق ماده ۱۱۱۷ قانون مدنی، مرد می تواند زن خود را از اشتغال به حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیت خود یا زن باشد، منع کند. این منع باید با رعایت اصل حسن معاشرت و بدون سوء استفاده باشد.
تمکین خاص
تمکین خاص به برقراری روابط زناشویی و برآوردن نیازهای جنسی شوهر در حد متعارف اشاره دارد. زن موظف است در صورت درخواست شوهر، و در نبود موانع شرعی یا قانونی، خود را در اختیار او قرار دهد. این وظیفه از مهمترین ابعاد تمکین است و عدم رعایت آن، به سرعت می تواند منجر به نشوز زن شود.
ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی، به محض وقوع عقد نکاح صحیح، روابط زوجیت و حقوق و تکالیف متقابل را برقرار می سازد که تمکین زن یکی از ارکان اصلی آن است.
۲.۲. وظایف مرد
وظایف مرد نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است و عدم انجام آن ها می تواند نشوز مرد را در پی داشته باشد. مهم ترین وظایف مرد عبارتند از:
- نفقه: ماده ۱۱۰۶ قانون مدنی مقرر می دارد: در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است. نفقه شامل تمام نیازهای متعارف و متناسب با شأن زن است، از جمله خوراک، پوشاک، مسکن، اثاثیه منزل، هزینه های درمانی و سایر لوازم ضروری زندگی.
- حسن معاشرت: مرد موظف است با همسر خود به نیکی رفتار کند و معاشرت شایسته و احترام آمیز داشته باشد. ماده ۱۱۰۳ قانون مدنی تصریح می کند: زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند. این شامل پرهیز از هرگونه سوء رفتار، توهین، ضرب و شتم و آزار و اذیت روحی و جسمی است.
- تأمین نیازهای زناشویی: مرد نیز مکلف است نیازهای جنسی زن را در حد متعارف و طبق عرف و شرع برآورده سازد.
- عدم ایجاد عسر و حرج: مرد نباید شرایطی را برای زن ایجاد کند که زندگی در کنار او غیرقابل تحمل یا مشقت بار شود. این وظیفه به طور غیرمستقیم در ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی (حق طلاق زن در صورت عسر و حرج) منعکس شده است.
- رعایت حق قسم: در صورت تعدد زوجات، مرد مکلف به رعایت عدالت و مساوات در برخورد و هم خوابگی (حق قسم) میان همسران خود است.
نشوز زن: علل، مصادیق و پیامدهای حقوقی و فقهی
نشوز زن، رایج ترین شکل نشوز است که در محاکم خانواده بیشتر مورد بحث قرار می گیرد. عدم تمکین زن، چه به صورت عام و چه خاص، پیامدهای حقوقی و فقهی متعددی برای او به دنبال خواهد داشت.
۳.۱. علل و مصادیق نشوز زن
نشوز زن زمانی محقق می شود که او بدون مانع مشروع، از انجام وظایف زناشویی خودداری کند. مصادیق اصلی نشوز زن عبارتند از:
- عدم تمکین خاص: اجتناب از برقراری رابطه زناشویی بدون وجود عذر شرعی یا قانونی، مانند بیماری، ایام عادت ماهیانه، یا حق حبس.
- عدم تمکین عام: این مورد شامل ترک منزل مشترک بدون اجازه و عذر موجه شوهر، یا سرپیچی از تصمیمات مشروع شوهر در امور خانواده است. برای مثال، اگر مرد منزلی مناسب برای زندگی مشترک فراهم کرده باشد و زن بدون دلیل موجه از سکونت در آن خودداری کند، ناشزه محسوب می شود.
- موارد فقهی: برخی فقها، مواردی چون عدم آراستگی برای شوهر در صورت درخواست، یا ترشرویی عمدی و مستمر را نیز از مصادیق نشوز می دانند. امام خمینی در تحریرالوسیله، ترک زینت کردن برای شوهر و خود را در اختیار او قرار ندادن را از مصادیق نشوز زن برمی شمارد.
نکته مهم: لازم به ذکر است که انجام ندادن کارهایی که شرعاً و قانوناً بر عهده زن نیست (مانند کارهای خانه، آشپزی، نظافت)، نشوز محسوب نمی شود. هیچ اجباری برای زن در انجام این امور وجود ندارد و شرط نشوز، عدم ایفای وظایف «واجب» زناشویی است.
۳.۲. پیامدهای نشوز زن (موجبات)
نشوز زن، پیامدهای مالی و غیرمالی جدی برای او در پی دارد که مهمترین آن ها به شرح زیر است:
۳.۲.۱. پیامدهای مالی
- سقوط حق نفقه: اصلی ترین و مهم ترین اثر نشوز زن، از دست دادن حق دریافت نفقه است. ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی تصریح می کند: اگر زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود. این بدان معناست که از لحظه اثبات نشوز، مرد دیگر تکلیفی به پرداخت نفقه ندارد.
- مهریه: نشوز زن، به هیچ وجه باعث از بین رفتن حق مهریه او نمی شود. مهریه با وقوع عقد نکاح به ملکیت زن درمی آید و حتی در صورت نشوز، زن همچنان می تواند مهریه خود را مطالبه کند. با این حال، نشوز می تواند در اعمال «حق حبس» زن مؤثر باشد. اگر زن قبل از تمکین، مهریه حال خود را مطالبه کرده باشد، می تواند تا زمان دریافت کامل مهریه از تمکین خودداری کند (ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی). اما اگر پیش از استفاده از حق حبس تمکین کرده باشد، دیگر این حق را ندارد و در صورت عدم تمکین بعدی، ناشزه محسوب می شود.
- اجرت المثل ایام زوجیت: زن ناشزه ممکن است مستحق دریافت اجرت المثل کارهایی که در منزل شوهر انجام داده، نباشد. اجرت المثل در صورتی به زن تعلق می گیرد که کارهای انجام شده به دستور شوهر و با قصد عدم تبرع (بدون قصد مجانی بودن) باشد. نشوز می تواند اثبات این شرایط را دشوار کند.
- تنصیف اموال: در صورتی که در سند ازدواج شرط «تنصیف اموال» (تقسیم دارایی های حاصل از زندگی مشترک) درج شده باشد، نشوز زن می تواند مانع اجرای این شرط توسط مرد در زمان طلاق شود. این شرط معمولاً منوط به عدم تخلف زن از وظایف زوجیت است.
۳.۲.۲. پیامدهای غیرمالی و اقدامات قانونی مرد
- درخواست الزام به تمکین: مرد حق دارد با مراجعه به دادگاه خانواده، درخواست صدور حکم الزام به تمکین زن را مطرح کند. در صورت صدور این حکم و عدم تمکین مجدد زن، مرد می تواند «گواهی عدم تمکین» دریافت کند که مبنای اقدامات قانونی بعدی خواهد بود.
- ازدواج مجدد مرد: یکی از مهمترین پیامدهای غیرمالی نشوز زن این است که مرد در صورت نشوز زن، می تواند با اخذ اجازه از دادگاه، همسر دوم اختیار کند. ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ (که مفاد آن در قوانین بعدی نیز مدنظر قرار گرفته) از جمله مواردی که به مرد اجازه ازدواج مجدد می دهد، «عدم تمکین زوجه» را برشمرده است.
- روش های تأدیب فقهی: در فقه اسلامی و برخی تفاسیر آیات قرآن، مراحلی برای تأدیب زن ناشزه ذکر شده است که شامل موعظه (نصیحت)، هجر در بستر (روی برگرداندن در بستر) و در نهایت «ضرب غیرمضر» (تنبیه بدنی خفیف) می شود. تأکید بر این است که این ضرب نباید منجر به هیچ گونه آسیب جسمی، جراحت، کبودی یا حتی قرمزی شود و صرفاً جنبه اصلاحی و روانی دارد. بسیاری از فقها و مفسران معاصر، هدف از این ضرب را نه آزار جسمی، بلکه ایجاد یک شوک عاطفی و روانی برای بازگرداندن زن به مسیر حسن معاشرت می دانند و بر این عقیده اند که هرگونه آسیب فیزیکی، حرام و موجب ضمان است.
نشوز مرد: علل، مصادیق و پیامدهای حقوقی و فقهی
همانطور که نشوز می تواند از جانب زن رخ دهد، مرد نیز ممکن است با عدم ایفای وظایف زناشویی خود، ناشز محسوب شود. اگرچه در متون فقهی کمتر از اصطلاح صریح «نشوز مرد» استفاده می شود و بیشتر به «عدم قیام به وظایف زوجیت» اشاره می شود، اما پیامدهای قانونی و فقهی آن کاملاً مشخص است.
۴.۱. علل و مصادیق نشوز مرد
نشوز مرد زمانی اتفاق می افتد که او به وظایف واجب خود در قبال زن عمل نکند. مهم ترین علل و مصادیق نشوز مرد عبارتند از:
- عدم پرداخت نفقه: از بارزترین مصادیق نشوز مرد، عدم پرداخت نفقه زن است، با وجود اینکه زن تمکین کامل دارد و مستحق نفقه است. این امر در ماده ۱۱۱۱ قانون مدنی پیش بینی شده است.
- عدم حسن معاشرت یا سوء رفتار: مردی که با همسر خود بدرفتاری می کند، او را کتک می زند (بدون مجوز شرعی و قانونی)، فحاشی یا توهین می کند، یا محیط زندگی را برای او ناامن می سازد، ناشز محسوب می شود. این خلاف ماده ۱۱۰۳ قانون مدنی است که زوجین را مکلف به حسن معاشرت می داند.
- ترک زندگی مشترک: اگر مرد بدون عذر موجه، منزل مشترک را ترک کند و از ایفای وظایف زوجیت خود (مانند تأمین نیازهای عاطفی و جنسی) خودداری کند، این نیز مصداق نشوز اوست.
- عدم تأمین نیازهای جنسی زن: مرد نیز مکلف به برآوردن نیازهای جنسی همسر خود در حد متعارف است. کوتاهی در این زمینه می تواند نشوز او تلقی شود.
- عدم رعایت حق قسم: در صورتی که مرد همسران متعدد داشته باشد و حق قسم (تقسیم شب ها به صورت عادلانه) را رعایت نکند، ناشز است.
- ایجاد عسر و حرج برای زن: هرگونه رفتاری از سوی مرد که زندگی را برای زن غیرقابل تحمل و مشقت بار کند، مصداق عسر و حرج است و می تواند منجر به نشوز مرد و در نهایت حق طلاق برای زن شود (ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی).
۴.۲. پیامدهای نشوز مرد (موجبات)
نشوز مرد نیز پیامدهای مالی و غیرمالی خاص خود را برای او و زن در پی دارد:
۴.۲.۱. پیامدهای مالی
- الزام به پرداخت نفقه: در صورت عدم پرداخت نفقه توسط مرد ناشز، زن می تواند به دادگاه مراجعه کرده و تقاضای مطالبه نفقه کند. دادگاه پس از بررسی، میزان نفقه را تعیین و مرد را به پرداخت آن محکوم می کند (ماده ۱۱۱۱ قانون مدنی). عدم پرداخت نفقه می تواند حتی منجر به حبس مرد شود.
- مهریه: نشوز مرد هیچ تأثیری بر حق زن برای دریافت مهریه ندارد. مهریه، دینی است که با عقد نکاح بر ذمه مرد قرار می گیرد و عدم ایفای وظایف او، این دین را ساقط نمی کند. زن می تواند مهریه خود را از طریق مراجع قانونی مطالبه کند.
۴.۲.۲. پیامدهای غیرمالی و اقدامات قانونی زن
- درخواست طلاق: از مهم ترین حقوقی که در پی نشوز مرد برای زن ایجاد می شود، حق درخواست طلاق است. اگر مرد از پرداخت نفقه خودداری کند و الزام او به پرداخت نیز ممکن نباشد، زن می تواند طبق ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی تقاضای طلاق کند. همچنین، در صورت ایجاد عسر و حرج برای زن از سوی مرد (که نشوز مرد از مصادیق آن است)، زن می تواند طبق ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، از دادگاه درخواست طلاق نماید.
- عدم حق مقابله به مثل: برخلاف مرد که در صورت نشوز زن، از نظر فقهی حق تأدیب (موعظه، هجر، ضرب غیرمضر) دارد، زن در مقابل نشوز شوهر حق مقابله به مثل، تنبیه یا قهر کردن را ندارد. تنها راه قانونی برای زن، مراجعه به مراجع قضایی و طرح دعوی است.
- عدم تأثیر بر سایر حقوق زن: نشوز مرد، حقوقی مانند حضانت فرزند، ملاقات با فرزندان و سایر حقوق غیرمالی زن را تحت تأثیر قرار نمی دهد. این حقوق همچنان برای زن پابرجاست.
موارد استثناء و عدم تمکین مشروع زن
در برخی شرایط، زن می تواند بدون اینکه ناشزه محسوب شود، از تمکین به شوهر خودداری کند. این موارد، «عدم تمکین مشروع» نامیده می شوند و زن در این حالت همچنان مستحق دریافت نفقه خواهد بود. شناخت این موارد برای جلوگیری از تضییع حقوق زن بسیار حیاتی است.
۵.۱. حق حبس
مهم ترین مورد از عدم تمکین مشروع، «حق حبس» است که در ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی به آن اشاره شده است: زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند، مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.
این حق زمانی برای زن ایجاد می شود که مهریه او «حال» (قابل مطالبه فوری) باشد و زن هنوز هیچ گونه تمکینی از شوهر نکرده باشد. به محض اولین تمکین (به خصوص تمکین خاص)، حق حبس ساقط می شود و زن دیگر نمی تواند به استناد عدم دریافت مهریه، از تمکین خودداری کند. با این حال، حتی در صورت اعمال حق حبس، مرد همچنان مکلف به پرداخت نفقه به زن است.
۵.۲. بیماری های مقاربتی مرد
بر اساس ماده ۱۱۲۷ قانون مدنی: هرگاه شوهر بعد از عقد مبتلا به یکی از امراض مقاربتی گردد، زن حق دارد که از نزدیکی با او امتناع نماید و این امتناع مانع حق نفقه نخواهد بود.
این ماده، به صراحت حق عدم تمکین خاص را برای زن در صورت ابتلای شوهر به بیماری مقاربتی پس از عقد، تضمین می کند. در این حالت نیز زن ناشزه محسوب نمی شود و حق نفقه او پابرجاست.
۵.۳. عدم امنیت جانی، مالی یا حیثیتی زن
اگر زن بتواند به دادگاه اثبات کند که زندگی در منزل مشترک یا ادامه زندگی با شوهر، امنیت جانی، مالی یا حیثیتی او را به خطر می اندازد، می تواند از تمکین خودداری کرده و ناشزه محسوب نشود. این مورد اغلب در قالب «عسر و حرج» مورد بررسی قرار می گیرد.
به عنوان مثال، در صورت اثبات ضرب و شتم شدید، اعتیاد مضر مرد، سوء معاشرت شدید، یا اجبار زن به انجام اعمال غیرقانونی و غیراخلاقی، زن می تواند با ترک منزل مشترک و مراجعه به دادگاه، از حقوق خود دفاع کند. در چنین شرایطی، دادگاه حکم به نشوز زن نخواهد داد و او همچنان مستحق نفقه خواهد بود.
۵.۴. عدم تأمین مسکن مناسب
یکی از وظایف مرد، تهیه مسکن مناسب برای زن و زندگی مشترک است. اگر مسکن تعیین شده توسط مرد، متناسب با شأن زن نباشد، یا به دلایلی (مانند مشترک بودن با سایر اعضای خانواده مرد به شکلی که عرفاً موجب مشقت باشد) برای زن قابل سکونت نباشد، زن می تواند از سکونت در آن خودداری کند و این عدم سکونت، نشوز محسوب نمی شود. البته اثبات عدم تناسب مسکن بر عهده زن است.
۵.۵. عسر و حرج
عسر و حرج به معنای سختی و مشقتی است که ادامه زندگی را برای زن ناممکن یا بسیار دشوار می سازد. ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی به زن اجازه می دهد در صورت عسر و حرج، با اذن دادگاه تقاضای طلاق کند. مصادیق عسر و حرج بسیار گسترده است و می تواند شامل هر موردی شود که زندگی زناشویی را برای زن غیرقابل تحمل می کند. در این شرایط، اگر زن به دلیل عسر و حرج از تمکین خودداری کند یا منزل را ترک نماید، ناشزه محسوب نمی شود و می تواند در دادگاه برای اثبات حقانیت خود اقدام کند.
فرآیند قانونی رسیدگی به نشوز در دادگاه خانواده
هنگامی که یکی از زوجین مدعی نشوز طرف مقابل می شود، راه حل قانونی، مراجعه به دادگاه خانواده است. فرآیند رسیدگی به دعاوی مرتبط با نشوز، مراحل مشخصی دارد که آگاهی از آن ها برای زوجین و وکلای آن ها ضروری است.
۶.۱. طرح دعوا و اثبات نشوز
هر یک از زوجین که مدعی نشوز طرف مقابل است، باید با ارائه دادخواست به دادگاه خانواده، دعوای خود را مطرح کند. به عنوان مثال، مرد برای اثبات نشوز زن، باید دادخواست «الزام به تمکین» را به دادگاه تقدیم نماید. در مقابل، زن نیز در صورت نشوز مرد (مثلاً عدم پرداخت نفقه یا سوء رفتار)، می تواند دادخواست «مطالبه نفقه» یا «درخواست طلاق به دلیل عسر و حرج» را مطرح کند.
وظیفه اثبات نشوز بر عهده مدعی است. برای اثبات نشوز زن، مرد باید مدارکی مانند اظهارنامه ارسال شده برای زن، شهادت شهود مبنی بر ترک منزل یا عدم تمکین، یا سایر قرائن و امارات را به دادگاه ارائه دهد. در مورد نشوز مرد، زن می تواند با ارائه فیش های بانکی مبنی بر عدم دریافت نفقه، گواهی پزشکی قانونی در مورد ضرب و شتم، یا شهادت شهود در مورد سوء رفتار، نشوز مرد را اثبات کند.
۶.۲. نقش دادگاه در رسیدگی به دعاوی نشوز
دادگاه خانواده، پس از دریافت دادخواست و بررسی مدارک و شواهد، طرفین را برای جلسه رسیدگی دعوت می کند. در این جلسات، قاضی به اظهارات و دفاعیات هر دو طرف گوش می دهد. دادگاه ابتدا تلاش می کند تا طرفین را به صلح و سازش دعوت کند و در صورت عدم امکان سازش، بر اساس شواهد و قوانین موجود، اقدام به صدور رأی می نماید.
- در دعوای الزام به تمکین که از سوی مرد مطرح می شود، در صورت اثبات نشوز زن، دادگاه حکم به الزام او به تمکین می دهد. اگر زن پس از صدور این حکم نیز از تمکین خودداری کند، مرد می تواند «گواهی عدم تمکین» دریافت کند.
- در دعوای مطالبه نفقه که از سوی زن مطرح می شود، در صورت اثبات تمکین زن و نشوز مرد در عدم پرداخت نفقه، دادگاه مرد را به پرداخت نفقه معوقه و جاری محکوم خواهد کرد.
- در دعوای طلاق به دلیل عسر و حرج یا عدم پرداخت نفقه، در صورت اثبات نشوز مرد و شرایط قانونی مربوطه، دادگاه می تواند حکم به طلاق صادر کند.
۶.۳. اهمیت مشاوره حقوقی
مسائل مربوط به نشوز و تمکین، اغلب پیچیده و حساس هستند و نیازمند دانش حقوقی عمیق و تجربه کافی است. مشاوره با وکلای متخصص در امور خانواده، می تواند به زوجین کمک کند تا از حقوق و تکالیف خود آگاه شوند و بهترین تصمیمات را در فرآیند قانونی اتخاذ کنند. یک وکیل مجرب می تواند در جمع آوری مدارک، تنظیم دادخواست، ارائه دفاعیات مؤثر و پیگیری پرونده در دادگاه، راهنمایی های ارزشمندی ارائه دهد و از تضییع حقوق طرفین جلوگیری کند.
نتیجه گیری
نشوز، چه از جانب زن و چه از جانب مرد، به معنای عدم ایفای وظایف زناشویی است که در فقه و قانون مدنی ایران تعریف و آثار حقوقی مشخصی برای آن در نظر گرفته شده است. این مفهوم، اگرچه در عرف بیشتر به عدم تمکین زن اطلاق می شود، اما مرد نیز در صورت کوتاهی در وظایفی چون پرداخت نفقه، حسن معاشرت و تأمین نیازهای زناشویی، ناشز محسوب می گردد. درک دقیق این اصطلاح و پیامدهای آن، برای حفظ حقوق و تکالیف متقابل زوجین و پیشگیری از بروز اختلافات عمیق تر در زندگی زناشویی، از اهمیت بسزایی برخوردار است.
پیامدهای نشوز زن می تواند شامل سقوط حق نفقه، تأثیر بر حق حبس و امکان ازدواج مجدد مرد با اجازه دادگاه باشد، در حالی که نشوز مرد می تواند به حق زن برای مطالبه نفقه، درخواست طلاق و حفظ حقوق غیرمالی او منجر شود. با این حال، قانون و فقه، مواردی را نیز به عنوان عدم تمکین مشروع زن به رسمیت شناخته اند که در آن زن، بدون اینکه ناشزه محسوب شود، می تواند از تمکین خودداری کند؛ از جمله حق حبس، ابتلای مرد به بیماری مقاربتی، و وجود شرایط عسر و حرج یا عدم امنیت. این تمایزات نشان دهنده دقت و جامعیت قوانین خانواده در ایران است.
در نهایت، برای حل و فصل مسائل ناشی از نشوز، مراجعه به دادگاه خانواده و طی کردن فرآیندهای قانونی، تنها راهکار مشروع است. آگاهی از حقوق و تکالیف متقابل، تلاش برای حل مسالمت آمیز اختلافات و در صورت لزوم، بهره گیری از مشاوره حقوقی متخصص، می تواند به زوجین در مواجهه با این چالش ها یاری رساند و از پایداری و سلامت بنیان خانواده محافظت کند.