فرم دادخواست اعاده دادرسی در دادگاه تجدید نظر

فرم دادخواست اعاده دادرسی در دادگاه تجدید نظر

دادخواست اعاده دادرسی، راهکاری فوق العاده برای اعتراض به حکم قطعی دادگاه تجدید نظر محسوب می شود که تنها در صورت احراز یکی از جهات قانونی خاص، امکان پذیر است. متقاضیان باید با درک کامل شرایط، مهلت ها، و مرجع صالح، فرم دادخواست اعاده دادرسی را با دقت تنظیم و ثبت کنند تا از تضییع حقوق خود جلوگیری به عمل آورند. این فرآیند حقوقی پیچیدگی های خاص خود را دارد و نیازمند آگاهی دقیق از مقررات مربوطه است تا بتواند به بازبینی مجدد یک حکم قطعی منجر شود.

همواره در مسیر رسیدگی به دعاوی، امکان بروز خطا یا کشف حقایق جدید پس از صدور حکم قطعی وجود دارد که می تواند عدالت را به چالش بکشد. سیستم قضایی برای مقابله با چنین مواردی، طرق فوق العاده اعتراض به آراء را پیش بینی کرده است که اعاده دادرسی یکی از مهم ترین آن هاست. اعاده دادرسی از احکام صادره توسط دادگاه تجدید نظر، به دلیل قطعیت این آراء، از حساسیت بالایی برخوردار است و تنها در شرایطی خاص و با استناد به دلایل قانونی مشخص، قابل طرح خواهد بود. این راهنما با هدف ارائه یک مسیر جامع و عملی، به تشریح ابعاد مختلف دادخواست اعاده دادرسی از احکام دادگاه تجدید نظر می پردازد تا متقاضیان بتوانند با آگاهی کامل، حقوق خود را پیگیری کنند.

اعاده دادرسی چیست و چرا از احکام دادگاه تجدید نظر؟

اعاده دادرسی به عنوان یک طریق فوق العاده اعتراض به آراء، فرصتی برای بازنگری در احکام قطعی صادرشده از دادگاه ها است. این امکان برای مواردی در نظر گرفته شده که پس از قطعیت حکم، دلایل جدیدی کشف شود یا مشخص گردد که در جریان دادرسی، اشتباهات فاحشی رخ داده که بر ماهیت حکم تأثیرگذار بوده است. اعاده دادرسی از احکام دادگاه تجدید نظر، اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا این احکام خود نتیجه یک مرحله رسیدگی دیگر هستند و از قطعیت بالاتری برخوردارند.

تعریف حقوقی اعاده دادرسی

اعاده دادرسی در نظام حقوقی ایران، به معنای تقاضای رسیدگی مجدد به دعوایی است که قبلاً مورد قضاوت قرار گرفته و در خصوص آن حکم قطعی صادر شده است. این فرآیند، برخلاف تجدیدنظرخواهی که مرحله ای عادی از رسیدگی است، یک طریق فوق العاده اعتراض محسوب می شود. به این معنا که تنها در صورت وجود جهات مشخص شده در قانون آیین دادرسی مدنی (ماده ۴۲۶) و قانون آیین دادرسی کیفری (ماده ۴۷۴ و ۴۷۷)، می توان از این حق استفاده کرد. هدف اصلی از اعاده دادرسی، احقاق حق و جلوگیری از اجرای احکام اشتباه یا ظالمانه ای است که به دلیل خطای انسانی، تقلب، یا کشف دلایل جدید، صادر شده اند.

تفاوت با سایر طرق اعتراض

شناخت جایگاه اعاده دادرسی در میان طرق اعتراض به آراء، برای متقاضیان ضروری است. طرق اعتراض به آراء قضایی به دو دسته عادی و فوق العاده تقسیم می شوند:

  • طرق عادی اعتراض: واخواهی و تجدیدنظرخواهی. این طرق، فرصت هایی هستند که برای تمام یا اکثر احکام غیرقطعی وجود دارند و معمولاً به صورت گسترده تری قابل استفاده اند. تجدیدنظرخواهی به دادگاه بالاتر، فرصت بازبینی کامل پرونده را فراهم می کند.
  • طرق فوق العاده اعتراض: اعاده دادرسی، فرجام خواهی و اعتراض شخص ثالث. این طرق تنها در موارد بسیار خاص و تحت شرایط مقرر قانونی قابل اعمال هستند. فرجام خواهی به دیوان عالی کشور عمدتاً به بررسی شکلی و قانونی بودن رأی می پردازد، نه ماهیت دعوا. اعاده دادرسی نیز ماهیت دعوا را مجدداً بررسی می کند، اما با محدودیتی که در جهات قانونی آن وجود دارد.

بنابراین، اعاده دادرسی، آخرین سنگر برای احقاق حق در برابر یک حکم قطعی است که به دلایل متقن، شایسته بازبینی مجدد تلقی می شود و با سایر طرق اعتراض تفاوت ماهوی دارد.

هدف از اعاده دادرسی

هدف اصلی از پیش بینی اعاده دادرسی، تأمین عدالت در موارد استثنایی و نادر است. حتی با وجود دقت و بی طرفی قضات، ممکن است در روند دادرسی اشتباهاتی فاحش رخ دهد، یا طرف مقابل با حیله و تقلب، نتیجه دعوا را تغییر دهد، یا پس از صدور حکم قطعی، اسناد و مدارکی کشف شود که در زمان رسیدگی در دسترس نبوده و تأثیر اساسی در نتیجه پرونده داشته باشد. در چنین شرایطی، اعاده دادرسی به عنوان ابزاری برای:

  • اصلاح اشتباهات قضایی آشکار.
  • مقابله با نتایج حاصل از تقلب و حیله.
  • بازگرداندن حقوق ازدست رفته به دلیل کشف دلایل جدید.

مورد استفاده قرار می گیرد. این طریق اعتراض، تضمین می کند که عدالت، حتی پس از قطعیت ظاهری یک حکم، می تواند مسیر خود را پیدا کند.

مرجع صالح برای رسیدگی به دادخواست اعاده دادرسی از حکم دادگاه تجدید نظر

یکی از نکات حیاتی و اغلب محل اشتباه در اعاده دادرسی از احکام دادگاه تجدید نظر، تشخیص مرجع صالح برای رسیدگی به دادخواست است. اشتباه در این مورد می تواند منجر به رد دادخواست و تضییع حقوق متقاضی شود. برای فهم دقیق این موضوع، باید به ماده 433 قانون آیین دادرسی مدنی و تفسیر آن در رویه قضایی توجه داشت.

اصل کلی و استثنائات حیاتی

ماده 433 قانون آیین دادرسی مدنی به صراحت بیان می دارد: «دادخواست اعاده دادرسی اصلی به دادگاهی تقدیم می شود که صادرکننده همان حکم بوده است.» این اصل، نقطه آغازین تعیین مرجع صالح است، اما در مورد احکام صادره از دادگاه تجدید نظر، دارای ظرایف و استثنائاتی است که باید به دقت مد نظر قرار گیرد:

  1. اگر دادگاه تجدید نظر، حکم دادگاه بدوی را تأیید کرده باشد: در این حالت، از نظر ماهیتی، رأی همان رأی دادگاه بدوی است که به تأیید دادگاه تجدید نظر رسیده است. بنابراین، مرجع صالح برای رسیدگی به دادخواست اعاده دادرسی، همان دادگاه بدوی صادرکننده حکم اولیه خواهد بود. دلیل این امر آن است که دادگاه تجدید نظر رأی ماهوی جدیدی صادر نکرده، بلکه صرفاً رأی دادگاه بدوی را صحه گذاشته است.
  2. اگر دادگاه تجدید نظر، حکم دادگاه بدوی را نقض و خود انشاء رأی کرده باشد: در این وضعیت، دادگاه تجدید نظر فراتر از تأیید رأی بدوی عمل کرده و با نقض آن، رأی جدیدی (رأی ماهوی) صادر کرده است. در نتیجه، مرجع صالح برای رسیدگی به دادخواست اعاده دادرسی، همان دادگاه تجدید نظر صادرکننده حکم قطعی است. این حکم، از نظر ماهیتی، رأی خود دادگاه تجدید نظر تلقی می شود.

نکته مهم این است که در دادخواست اعاده دادرسی، باید به طور دقیق قید شود که دادخواست برای کدام شعبه از دادگاه (بدوی یا تجدید نظر) و در کدام استان است (مثلاً: شعبه فلان دادگاه بدوی/تجدید نظر استان تهران).

اهمیت تشخیص صحیح

تشخیص صحیح مرجع صالح، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. ارائه دادخواست به مرجع ناصالح، پیامدهای جدی به دنبال دارد که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • رد دادخواست: دادگاه ناصالح، پس از بررسی، قرار عدم صلاحیت صادر و پرونده را به مرجع صالح ارسال می کند، یا در صورت اشتباه فاحش، دادخواست را به دلیل عدم رعایت تشریفات قانونی رد خواهد کرد. این موضوع علاوه بر اتلاف وقت و هزینه، ممکن است به از دست رفتن مهلت قانونی اعاده دادرسی نیز منجر شود.
  • تأخیر در رسیدگی: حتی در صورت ارسال پرونده به مرجع صالح، این جابجایی زمان بر است و می تواند به تأخیر طولانی در فرآیند رسیدگی و احقاق حق متقاضی منجر شود.

لذا، توصیه اکید می شود که پیش از تنظیم و ثبت دادخواست اعاده دادرسی، از مشاوره وکیل متخصص در این زمینه بهره برداری شود تا از بروز اشتباهات احتمالی جلوگیری به عمل آید.

جهات قانونی اعاده دادرسی

اعاده دادرسی، همان طور که پیشتر اشاره شد، یک طریق فوق العاده اعتراض است و برخلاف تجدیدنظرخواهی، تنها در صورت وجود یکی از جهات قانونی که به صراحت در قانون ذکر شده اند، قابل طرح است. این جهات، محدودیت هایی را برای استفاده از این حق ایجاد می کنند تا از سوءاستفاده و اطاله دادرسی جلوگیری شود. جهات اعاده دادرسی در امور حقوقی و کیفری متفاوت است و همچنین ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری یک جهت فراگیر برای هر دو حوزه پیش بینی کرده است.

جهات اعاده دادرسی حقوقی (ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی)

ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی هفت بند را به عنوان جهات اعاده دادرسی حقوقی برشمرده است. در ادامه به تشریح هر یک با زبانی ساده و ذکر مثال هایی روشن می پردازیم:

  1. موضوع حکم، مورد ادعای خواهان نبوده باشد: این بند زمانی اعمال می شود که دادگاه به چیزی رأی داده باشد که خواهان اصلاً آن را در دادخواست خود مطالبه نکرده بود.
    مثال: خواهان صرفاً تقاضای خلع ید از یک ملک را داشته، اما دادگاه علاوه بر خلع ید، حکم به پرداخت اجرت المثل ایام تصرف نیز صادر کرده، در حالی که خواهان چنین درخواستی نکرده بود.
  2. حکم، به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد: این جهت مربوط به زمانی است که دادگاه حکمی به نفع خواهان و به ضرر خوانده صادر کند که مبلغ یا میزان آن بیش از چیزی باشد که خواهان در دادخواست خود مطالبه کرده بود.
    مثال: خواهان ده میلیون تومان از خوانده طلبکار بوده و همین مبلغ را مطالبه کرده، اما دادگاه به اشتباه حکم به پرداخت پانزده میلیون تومان صادر کرده است.
  3. وجود تضاد در مفاد یک حکم که ناشی از استناد به اصول یا به مواد متضاد باشد: اگر در مفاد یک دادنامه، به دلیل استناد به اصول حقوقی یا مواد قانونی متضاد، تناقضی آشکار وجود داشته باشد که اجرای آن را ناممکن سازد.
    مثال: دادگاه در یک بخش از حکم به مالکیت خواهان بر مالی رأی می دهد و در بخش دیگر، همان مال را متعلق به خوانده اعلام می کند که این دو با هم در تعارض هستند.
  4. حکم صادره با حکم دیگری در خصوص همان دعوا و اصحاب آن که قبلاً توسط همان دادگاه صادر شده است، متضاد باشد، بدون آنکه سبب قانونی، موجب این مغایرت باشد: این بند زمانی محقق می شود که یک دادگاه، در مورد یک دعوای واحد، بین همان اصحاب دعوا، دو حکم قطعی متضاد صادر کرده باشد که بدون وجود دلیل قانونی موجه، با یکدیگر در تضاد هستند.
    مثال: دادگاه ابتدا در پرونده ای بین الف و ب، حکم به بطلان قرارداد صادر می کند و سپس در پرونده ای دیگر با همان موضوع و طرفین، حکم به صحت همان قرارداد می دهد.
  5. طرف مقابل درخواست کننده اعاده دادرسی، حیله و تقلبی به کار برده که در حکم دادگاه مؤثر بوده است: اگر صدور حکم به ضرر متقاضی اعاده دادرسی، نتیجه اعمال حیله و تقلب توسط طرف مقابل باشد که این حیله و تقلب در رأی دادگاه مؤثر واقع شده باشد.
    مثال: خوانده برای فریب دادگاه، سند جعلی را ارائه کرده و دادگاه بر اساس آن سند به نفع او رأی داده است. پس از صدور حکم، حیله و تقلب وی افشا و اثبات می شود.
  6. حکم دادگاه، مستند به اسنادی بوده که پس از صدور حکم، جعلی بودن آن ها، ثابت شده باشد: اگر رأی دادگاه بر مبنای اسناد و مدارکی صادر شده باشد که پس از قطعی شدن حکم، از طریق یک مرجع صالح قضایی (مانند دادگاه کیفری) جعلی بودن آن ها اثبات شود.
    مثال: حکم خلع ید بر اساس سند مالکیت ارائه شده توسط خواهان صادر شده، اما بعدها در یک پرونده کیفری، جعلی بودن آن سند به اثبات می رسد.
  7. پس از صدور حکم، اسناد و مدارکی به دست آید که دلیل حقانیت درخواست کننده اعاده دادرسی باشد و ثابت شود اسناد و مدارک یاد شده، در جریان دادرسی، مکتوم بوده و در اختیار متقاضی نبوده است: این بند به کشف دلایل جدیدی اشاره دارد که در جریان رسیدگی به دلیل عدم اطلاع یا عدم دسترسی متقاضی، پنهان مانده بوده و حال پس از صدور حکم قطعی، به دست آمده و حقانیت او را اثبات می کند.
    مثال: فردی محکوم به پرداخت بدهی شده، اما پس از حکم قطعی، رسید پرداخت آن بدهی را پیدا می کند که نشان می دهد وی قبلاً بدهی را تسویه کرده بود.

جهات اعاده دادرسی کیفری (ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری)

جهات اعاده دادرسی در امور کیفری، به دلیل حساسیت های خاص این حوزه، اندکی متفاوت است و بیشتر بر محور اشتباهات فاحش در احراز هویت مجرم، وقوع جرم، یا میزان مجازات تمرکز دارد. اصلی ترین موارد ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری شامل:

  1. محکومیت شخصی به اتهام قتل، در حالی که زنده بودن مقتول احراز شود.
  2. چندین نفر به اتهام ارتکاب جرمی محکوم شوند که ارتکاب آن به گونه ای است که نتوان بیش از یک مرتکب برای آن قائل شد.
  3. شخصی به علت انتساب جرمی محکوم شود و فرد دیگری نیز به موجب حکم قطعی به علت انتساب همان جرم محکوم شده باشد، به طوری که از تعارض و تضاد مفاد دو حکم، بی گناهی یکی از آن ها احراز گردد.
  4. درباره شخصی، به اتهام واحد، احکام متفاوتی صادر شود.
  5. در دادگاه صالح، ثابت شود که اسناد جعلی یا شهادت خلاف واقع گواهان، مبنای حکم بوده است.
  6. پس از صدور حکم قطعی، واقعه جدیدی حادث شود یا ظاهر گردد، یا ادله جدیدی ارائه شود که موجب اثبات بی گناهی محکوم علیه یا عدم تقصیر وی باشد.
  7. عمل ارتکابی جرم نباشد یا مجازات مورد حکم، بیش از مجازات مقرر قانونی باشد.

این جهات به دنبال اصلاح اشتباهات قضایی هستند که ممکن است به آزادی یک فرد بی گناه یا اصلاح مجازات ناعادلانه منجر شوند.

اعاده دادرسی از حکم خلاف شرع بین (ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری)

یکی از مهم ترین و فراگیرترین جهات اعاده دادرسی که هم در امور حقوقی و هم در امور کیفری کاربرد دارد، اعاده دادرسی از احکام خلاف شرع بین است. ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری این امکان را فراهم کرده است که: «در صورتی که رئیس قوه قضائیه رأی قطعی صادره از هر یک از مراجع قضایی را خلاف شرع بین تشخیص دهد، با تجویز اعاده دادرسی، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال می نماید تا در شعبی خاص که توسط رئیس قوه قضائیه برای این امر تخصیص می یابد، رسیدگی و رأی قطعی صادر گردد.»

این بند، به نوعی یک تضمین نهایی برای انطباق آراء با موازین شرعی است و تنها پس از تشخیص مستقیم رئیس قوه قضائیه، قابل اجراست. بررسی ماهوی پرونده در این حالت بر عهده شعب خاص دیوان عالی کشور خواهد بود و می تواند منجر به نقض رأی قبلی و صدور رأی جدید شود. این مسیر نیز یک راهکار استثنایی و مهم برای اصلاح احکام قضایی است.

شرایط و مهلت تقدیم دادخواست اعاده دادرسی

اعاده دادرسی، به دلیل ماهیت فوق العاده اش، علاوه بر جهات قانونی خاص، مشروط به رعایت شرایط و مهلت های دقیق قانونی است. عدم توجه به این ضوابط می تواند منجر به عدم پذیرش دادخواست شود.

قطعی بودن رأی

اولین و اساسی ترین شرط برای تقدیم دادخواست اعاده دادرسی این است که رأی مورد اعتراض، قطعی باشد. این بدان معناست که دیگر هیچ طریق عادی اعتراض (مانند تجدیدنظرخواهی) نسبت به آن رأی متصور نباشد و رأی لازم الاجرا محسوب شود. اعاده دادرسی فرصتی برای بازبینی احکام است که مراحل عادی رسیدگی را طی کرده و به سرانجام رسیده اند. بنابراین، تا زمانی که رأیی قابلیت تجدیدنظرخواهی یا واخواهی داشته باشد، نمی توان برای آن دادخواست اعاده دادرسی تقدیم کرد.

مهلت های قانونی (ماده 427 ق.آ.د.م)

ماده 427 قانون آیین دادرسی مدنی مهلت های مشخصی را برای تقدیم دادخواست اعاده دادرسی تعیین کرده است که بسته به محل اقامت متقاضی، متفاوت است:

  • برای اشخاص مقیم ایران: مهلت 20 روز.
  • برای اشخاص مقیم خارج از کشور: مهلت 2 ماه.

این مهلت ها از تاریخ های معینی آغاز می شوند که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد. رعایت دقیق این مهلت ها برای پذیرش دادخواست ضروری است و دادگاه به هیچ وجه خارج از این مهلت ها، دادخواست را نمی پذیرد، مگر در موارد استثنائی.

نحوه محاسبه مهلت و استثنائات

نحوه محاسبه مهلت اعاده دادرسی بستگی به نوع و زمان کشف جهت اعاده دادرسی دارد:

  1. نسبت به آرای حضوری قطعی: مهلت از تاریخ ابلاغ رأی آغاز می شود. یعنی از زمانی که متقاضی به طور رسمی از محتوای حکم قطعی مطلع می گردد.
  2. نسبت به آرای غیابی: مهلت از تاریخ انقضای مهلت واخواهی و درخواست تجدیدنظر آغاز می گردد. این بدان معناست که ابتدا باید مهلت های مربوط به طرق عادی اعتراض منقضی شده باشند تا رأی قطعی تلقی شود و سپس مهلت اعاده دادرسی محاسبه گردد.
  3. در مواردی که جهت اعاده دادرسی بعد از صدور حکم کشف می شود (مانند بندهای 5، 6 و 7 ماده 426 ق.آ.د.م):

    • حیله و تقلب (بند 5): مهلت از تاریخ اثبات حیله و تقلب آغاز می شود.
    • جعلی بودن اسناد (بند 6): مهلت از تاریخ ابلاغ حکم قطعی مبنی بر جعلی بودن اسناد یا اقرار به جعلیت توسط جاعل آغاز می گردد.
    • کشف اسناد و مدارک جدید (بند 7): مهلت از تاریخ کشف اسناد یا مدارک جدید آغاز می شود.

در هر صورت، تشخیص تاریخ دقیق آغاز مهلت می تواند پیچیده باشد و مشاوره حقوقی را ضروری می سازد. از جمله استثنائات مهلت می توان به وجود عذر موجه اشاره کرد که اگر متقاضی نتوانسته باشد در مهلت مقرر اقدام کند، می تواند با اثبات عذر موجه (مثلاً بیماری حاد یا حوادث غیرمترقبه)، درخواست تمدید مهلت یا پذیرش دادخواست خارج از مهلت را از دادگاه داشته باشد. با این حال، اثبات عذر موجه در رویه قضایی، امری دشوار است و به ندرت پذیرفته می شود.

مدارک لازم برای پیوست به دادخواست اعاده دادرسی

برای اینکه دادخواست اعاده دادرسی به درستی ثبت و مورد رسیدگی قرار گیرد، لازم است مدارک و مستندات مورد نیاز به صورت کامل و دقیق به آن پیوست شوند. نقص مدارک می تواند فرآیند را به تأخیر بیندازد یا حتی منجر به رد دادخواست شود. مدارک اصلی که معمولاً برای دادخواست اعاده دادرسی لازم است، عبارتند از:

  1. رونوشت مصدق حکم قطعی دادگاه تجدید نظر: این مهمترین مدرک است که نشان دهنده رأی قطعی مورد اعتراض است. باید مطمئن شد که رونوشت به طور کامل و مصدق (برابر اصل شده) ارائه شود.
  2. اصل یا رونوشت مصدق مدارک اثبات کننده جهت اعاده دادرسی: بسته به جهتی که برای اعاده دادرسی به آن استناد می شود، باید مدارک مرتبط را ارائه داد.

    • مثال برای بند 5 (حیله و تقلب) و 6 (سند مجعول): اگر جعلیت سندی اثبات شده، باید حکم قطعی دادگاه مبنی بر اثبات جعلیت آن سند پیوست شود.
    • مثال برای بند 7 (کشف اسناد جدید): اصل یا رونوشت مصدق سند جدیدی که حقانیت متقاضی را اثبات می کند و مدارکی دال بر مکتوم بودن آن در جریان دادرسی.
    • مثال برای بند 3 و 4 (تضاد در مفاد حکم): رونوشت مصدق آرای متضاد.
  3. وکالت نامه: در صورتی که دادخواست توسط وکیل ارائه می شود، وکالت نامه معتبر وکیل دادگستری باید ضمیمه شود.
  4. تصویر کارت ملی و شناسنامه متقاضی: برای احراز هویت متقاضی (خواهان اعاده دادرسی) لازم است.
  5. رسید پرداخت هزینه دادرسی: هزینه دادرسی دادخواست اعاده دادرسی باید طبق تعرفه های قانونی پرداخت و رسید آن پیوست شود. این هزینه از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی پرداخت می گردد.
  6. سایر مدارک: هرگونه مدرک دیگری که به تشخیص متقاضی یا وکیل وی، برای اثبات حقانیت و جهت اعاده دادرسی لازم است، مانند اقرارنامه، گواهی، و … .

لازم به ذکر است که تمامی مدارک باید به صورت خوانا و ترجیحاً اسکن شده و در قالب فایل های الکترونیکی به همراه دادخواست در سامانه خدمات قضایی بارگذاری شوند. همچنین، توصیه می شود از کلیه مدارک ارسالی، یک نسخه پشتیبان برای خود نگهداری شود.

فرم دادخواست اعاده دادرسی در دادگاه تجدید نظر

تنظیم دقیق و صحیح فرم دادخواست اعاده دادرسی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا این فرم، نخستین گام برای طرح دعوای شما و ارائه استدلالات قانونی به دادگاه است. هر گونه ابهام یا نقص در آن می تواند روند رسیدگی را با چالش مواجه کند. در این بخش، یک نمونه فرم دادخواست کامل و قابل استفاده ارائه می شود و سپس راهنمای گام به گام تکمیل آن تشریح می گردد.

معرفی فرم و اهمیت دقت

فرم دادخواست، سندی رسمی است که در آن متقاضی، خواسته های خود را به همراه دلایل و مدارک به دادگاه ارائه می دهد. در اعاده دادرسی، دقت در تکمیل این فرم حیاتی است؛ زیرا دادگاه ابتدا از حیث شکلی (رعایت مهلت، صلاحیت مرجع، و جهات قانونی) دادخواست را بررسی می کند. اگر فرم به درستی تنظیم نشده باشد، حتی اگر جهت اعاده دادرسی موجه باشد، ممکن است دادخواست رد شود. بنابراین، باید تمامی بخش ها به صورت خوانا، دقیق، و مستند تکمیل گردند.

نمونه فرم دادخواست کامل و قابل کپی-پیست

این نمونه فرم دادخواست، با استفاده از قالب رسمی دادخواست های قضایی طراحی شده است:


بسمه تعالی
ریاست محترم شعبه [شماره شعبه دادگاه صالح] دادگاه [بدوی/تجدید نظر] استان [نام استان]

موضوع: دادخواست اعاده دادرسی نسبت به دادنامه قطعی صادره از دادگاه تجدید نظر استان

خواهان:
نام و نام خانوادگی: [نام کامل متقاضی اعاده دادرسی]
نام پدر: [نام پدر متقاضی]
کد ملی: [کد ملی متقاضی]
اقامتگاه: [آدرس دقیق و کامل پستی متقاضی]
شماره تماس: [شماره تلفن همراه یا ثابت]

خوانده:
نام و نام خانوادگی: [نام کامل محکوم له اولیه (طرف مقابل در پرونده اصلی)]
نام پدر: [نام پدر محکوم له]
کد ملی: [کد ملی محکوم له]
اقامتگاه: [آدرس دقیق و کامل پستی محکوم له]
شماره تماس: [شماره تلفن همراه یا ثابت]

وکیل/نماینده قانونی: (در صورت وجود وکیل)
نام و نام خانوادگی: [نام وکیل]
شماره پروانه: [شماره پروانه وکالت]
اقامتگاه: [آدرس دفتر وکیل]
شماره تماس: [شماره تلفن وکیل]

خواسته یا موضوع و بهای آن:
۱. تقاضای اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره [شماره دادنامه] مورخ [تاریخ دادنامه] صادره از شعبه [شماره شعبه] دادگاه تجدید نظر استان [نام استان] در پرونده کلاسه [شماره کلاسه پرونده تجدید نظر] و ابطال/اصلاح دادنامه مذکور و صدور حکم مقتضی بر [ذکر خواسته جدید یا اعاده به وضع سابق].
۲. در صورت لزوم و احراز شرایط قانونی، تقاضای صدور قرار تأخیر اجرای حکم صادره (مستنداً به ماده 438 قانون آیین دادرسی مدنی).
بهای خواسته: [در صورتی که خواسته مالی است، مبلغ به ریال/ریال قید شود. در غیر این صورت، غیرمالی نوشته شود.]

دلایل و منضمات دادخواست:
۱. محتویات پرونده کلاسه [شماره کلاسه پرونده اصلی یا تجدید نظر]
۲. رونوشت مصدق دادنامه شماره [شماره دادنامه تجدید نظر] مورخ [تاریخ دادنامه تجدید نظر] صادره از شعبه [شماره شعبه تجدید نظر] دادگاه تجدید نظر استان [نام استان].
۳. [ذکر دقیق و مستدل مدرک یا دلایل مربوط به جهت اعاده دادرسی، مثلاً: رونوشت مصدق حکم قطعی اثبات جعلیت سند مورخ ... صادره از شعبه ... دادگاه ... / گواهی کشف اسناد مکتوم (به شرح پیوست) مورخ ... / دلیل وجود تضاد در مفاد دادنامه ... و ... (به شرح پیوست)].
۴. تصویر مصدق کارت ملی و شناسنامه خواهان.
۵. وکالت نامه [وکیل/نماینده قانونی] (در صورت وجود).
۶. رسید پرداخت هزینه دادرسی.

شرح دادخواست:
با سلام و احترام، به استحضار عالی می رساند:
۱. در پرونده کلاسه [شماره کلاسه پرونده اصلی یا تجدید نظر] مربوط به [شرح مختصر موضوع دعوا، مثلاً: دعوای خلع ید / مطالبه وجه / فسخ قرارداد]، شعبه [شماره شعبه] دادگاه تجدید نظر استان [نام استان] به موجب دادنامه شماره [شماره دادنامه] مورخ [تاریخ دادنامه] اقدام به صدور حکم قطعی علیه اینجانب/موکل نموده است. (اگر رأی تجدیدنظر، رأی بدوی را تأیید کرده، به این نکته اشاره شود و مرجع صالح دادگاه بدوی باشد؛ در غیر این صورت مرجع تجدیدنظر است).
۲. همانگونه که مستحضرید، حکم قطعی صادره مشمول [ذکر دقیق بند مربوطه از ماده 426 ق.آ.د.م یا ماده 474 ق.آ.د.ک] می باشد. بدین توضیح که [شرح مفصل و مستدل جهت اعاده دادرسی]. به عنوان مثال:
    الف) پس از صدور حکم، اسناد و مدارکی به دست آمده (ارائه توضیحات دقیق درباره اسناد، محتویات آن ها، چگونگی مکتوم بودن آن ها و دلیل حقانیت خواهان) که اثبات کننده حقانیت اینجانب بوده و در زمان رسیدگی در اختیار اینجانب قرار نداشته است.
    ب) جعلیت سند [شماره/تاریخ سند مجعول] که مبنای اصلی صدور دادنامه مذکور بوده، به موجب حکم قطعی شماره [شماره حکم اثبات جعلیت] مورخ [تاریخ حکم اثبات جعلیت] صادره از شعبه [شماره شعبه] دادگاه [نام دادگاه صادرکننده حکم جعلیت] به اثبات رسیده است.
    ج) موضوع حکم، خارج از خواسته اینجانب بوده است؛ زیرا [توضیح دهید که دادگاه به چه موضوعی خارج از خواسته رأی داده است].
    د) حکم صادره به میزان [مبلغ/میزان] بیشتر از خواسته اینجانب بوده است؛ زیرا [توضیح دهید که خواسته اولیه چه میزان بوده و حکم بیش از آن صادر شده].
    ه) مفاد دادنامه دارای تضاد است به این نحو که [توضیح دهید تضاد در کدام بخش ها و چگونه است].
    و) دادنامه صادره با دادنامه شماره [شماره دادنامه متضاد] مورخ [تاریخ دادنامه متضاد] صادره از شعبه [شماره شعبه] دادگاه [نام دادگاه] در پرونده کلاسه [شماره کلاسه] در خصوص همان دعوا و اصحاب آن متضاد است.
    ز) طرف مقابل با حیله و تقلب [شرح حیله و تقلب و تأثیر آن بر حکم] موجب صدور دادنامه مذکور شده است.
۳. با عنایت به موارد فوق، صدور قرار قبولی دادخواست اعاده دادرسی و سپس رسیدگی ماهوی و نقض/اصلاح دادنامه قطعی شماره [شماره دادنامه] و صدور حکم مقتضی بر [ذکر خواسته نهایی شما از دادگاه] مورد استدعاست.
۴. با توجه به اینکه اجرای حکم مذکور موجب ورود خسارت جبران ناپذیر به اینجانب/موکل می گردد و جبران آن در آینده متعذر یا متعسر خواهد بود، مستنداً به ماده 438 قانون آیین دادرسی مدنی، تقاضای صدور قرار تأخیر اجرای حکم نیز مورد درخواست می باشد.

با تجدید احترام،

[نام و نام خانوادگی خواهان یا وکیل وی]
[امضا]
[تاریخ تنظیم دادخواست]

راهنمای گام به گام تکمیل فرم

برای تکمیل فرم دادخواست اعاده دادرسی، مراحل زیر را با دقت دنبال کنید:

  1. مشخصات خواهان، خوانده و وکیل: تمامی اطلاعات در این بخش ها باید به صورت کامل، دقیق و مطابق با مدارک هویتی (کارت ملی و شناسنامه) وارد شود. شماره تماس نیز برای ابلاغ های الکترونیکی ضروری است.
  2. مرجع رسیدگی (بالای فرم و بخش شرح دادخواست): ابتدا شعبه و عنوان دادگاه صالح را (بدوی یا تجدید نظر) به درستی وارد کنید. به یاد داشته باشید که اگر دادگاه تجدید نظر حکم بدوی را تأیید کرده، مرجع صالح دادگاه بدوی است و اگر خودش رأی جدید صادر کرده، مرجع صالح دادگاه تجدید نظر است.
  3. خواسته یا موضوع و بهای آن:

    • در قسمت «خواسته یا موضوع»، با دقت شماره دادنامه، تاریخ، شعبه صادرکننده و شماره کلاسه پرونده اصلی را قید کنید.
    • باید به صراحت درخواست «ابطال» یا «اصلاح» دادنامه مذکور و صدور «حکم مقتضی» جدید را بنویسید.
    • در صورت نیاز به توقف اجرای حکم، حتماً «تقاضای صدور قرار تأخیر اجرای حکم» را نیز اضافه کنید.
    • «بهای خواسته» را بر اساس ارزش خواسته خود (مالی یا غیرمالی) تعیین کنید.
  4. دلایل و منضمات دادخواست:

    • شماره کلاسه پرونده اصلی یا تجدید نظر را ذکر کنید.
    • رونوشت مصدق دادنامه قطعی تجدید نظر (یا بدوی تأیید شده توسط تجدید نظر) را به عنوان اولین و مهمترین مدرک درج کنید.
    • مهم ترین بخش اینجاست: باید دقیقاً جهت اعاده دادرسی را مشخص کرده و مدرک مربوط به آن جهت را با جزئیات کامل (شماره، تاریخ، صادرکننده) قید کنید. این بخش باید مستدل و قانع کننده باشد.
    • سایر مدارک هویتی و وکالت نامه (در صورت وجود) را نیز ذکر کنید.
  5. شرح دادخواست:

    • با یک مقدمه کوتاه، پرونده اصلی و حکم صادره را معرفی کنید (شماره کلاسه، موضوع، شعبه، شماره و تاریخ دادنامه).
    • سپس، با استناد به یکی از بندهای ماده 426 ق.آ.د.م (یا 474/477 ق.آ.د.ک)، جهت اعاده دادرسی خود را با توضیحات کامل، مستدل و شفاف شرح دهید. این قسمت باید بیانگر علت اصلی شما برای درخواست اعاده دادرسی باشد. هرچه استدلال قوی تر و مستندتر باشد، شانس پذیرش بیشتر است.
    • در انتها، درخواست های خود را شامل «صدور قرار قبولی دادخواست اعاده دادرسی»، «رسیدگی ماهوی»، «نقض/اصلاح دادنامه» و «صدور حکم مقتضی» و در صورت لزوم «صدور قرار تأخیر اجرای حکم» را بیان کنید.
  6. امضا و تاریخ: دادخواست باید توسط خواهان یا وکیل وی امضا و تاریخ تنظیم درج شود.

نکات مهم در تنظیم و ثبت دادخواست اعاده دادرسی

فرآیند اعاده دادرسی به دلیل ماهیت استثنایی و حساسیت بالای آن، نیازمند دقت فراوان در تمامی مراحل است. رعایت نکات زیر به افزایش شانس موفقیت و جلوگیری از مشکلات احتمالی کمک می کند.

دقت در انتخاب مرجع

همان طور که پیش تر نیز اشاره شد، انتخاب صحیح مرجع قضایی صالح برای تقدیم دادخواست اعاده دادرسی، حیاتی ترین گام است. اگر دادگاه تجدید نظر، حکم دادگاه بدوی را تأیید کرده باشد، دادگاه بدوی مرجع صالح است. اما اگر دادگاه تجدید نظر، حکم بدوی را نقض و خود رأی جدید صادر کرده باشد، همان دادگاه تجدید نظر مرجع صالح برای اعاده دادرسی خواهد بود. کوچک ترین اشتباه در این مورد، به رد دادخواست و اتلاف وقت و هزینه منجر می شود.

رعایت مهلت

مهلت های قانونی 20 روز برای مقیمین ایران و 2 ماه برای مقیمین خارج از کشور، از زمان ابلاغ حکم یا کشف دلایل جدید، باید به دقت رعایت شوند. عدم تقدیم دادخواست در مهلت مقرر قانونی، حتی در صورت موجه بودن جهت اعاده دادرسی، به رد دادخواست منجر خواهد شد و عملاً فرصت احقاق حق از بین می رود. محاسبه دقیق زمان آغاز مهلت از اهمیت بالایی برخوردار است.

استدلال قوی

صرف ذکر یکی از جهات قانونی ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی یا ماده 474 قانون آیین دادرسی کیفری کافی نیست. متقاضی باید به طور مفصل و مستدل، رابطه بین جهت قانونی ادعایی و حکم قطعی مورد اعتراض را تبیین کند. شرح دادخواست باید به گونه ای باشد که دادگاه را قانع سازد که جهت اعاده دادرسی واقعاً وجود دارد و تأثیر مستقیمی بر نتیجه پرونده داشته است. ارائه مدارک و مستندات قوی در این بخش، بسیار حائز اهمیت است.

ثبت از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی

امروزه، تمامی دادخواست های حقوقی و کیفری باید از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی ثبت شوند. متقاضی باید با مراجعه به این دفاتر، دادخواست خود را به همراه تمامی مدارک و مستندات اسکن شده، بارگذاری و ثبت کند. ثبت فیزیکی دادخواست در دادگاه ها پذیرفته نمی شود. آشنایی با مراحل ثبت الکترونیکی و اطمینان از صحت اطلاعات وارد شده در سامانه، ضروری است.

امکان درخواست توقف اجرای حکم

ماده 438 قانون آیین دادرسی مدنی به دادگاه اجازه می دهد در صورتی که اجرای حکم قطعی موجب ورود خسارت جبران ناپذیر به متقاضی شود، با اخذ تأمین مناسب، قرار تأخیر اجرای حکم صادر کند. متقاضی باید دلایل ضرورت توقف اجرای حکم را به وضوح بیان کند و برای پرداخت تأمین (مثلاً وثیقه یا ضمانت نامه بانکی) آمادگی داشته باشد. این درخواست باید صریحاً در دادخواست مطرح شود.

مشاوره با وکیل متخصص

با توجه به پیچیدگی های فرآیند اعاده دادرسی، به ویژه در مورد احکام قطعی دادگاه تجدید نظر، دریافت مشاوره از یک وکیل دادگستری متخصص در امور حقوقی و کیفری اکیداً توصیه می شود. وکیل متخصص می تواند در تمامی مراحل، از تشخیص صحیح مرجع صالح و مهلت ها گرفته تا تنظیم دقیق دادخواست و ارائه استدلالات قوی، راهنمایی های لازم را ارائه دهد و شانس موفقیت در پرونده را به طور قابل توجهی افزایش دهد.

تفاوت دادخواست اعاده دادرسی و لایحه اعاده دادرسی

در ادبیات حقوقی، دو اصطلاح دادخواست و لایحه به کرات مورد استفاده قرار می گیرند که هر یک کاربرد و مفهوم متفاوتی دارند و عدم تمایز بین آن ها می تواند منجر به سردرگمی شود. در زمینه اعاده دادرسی نیز این تفاوت معنایی، اهمیت بسزایی دارد.

دادخواست اعاده دادرسی:

«دادخواست» یک سند رسمی حقوقی است که فرآیند قضایی را آغاز می کند. به عبارت دیگر، اولین گام برای مطرح کردن یک دعوا یا اعتراض در دادگاه، تقدیم دادخواست است. دادخواست اعاده دادرسی نیز سندی است که متقاضی به موجب آن، رسماً درخواست رسیدگی مجدد به یک حکم قطعی را بر اساس یکی از جهات قانونی مشخص، از دادگاه صالح می نماید. این سند دارای فرمت و بخش های مشخصی است (همانند آنچه در بخش های قبلی توضیح داده شد) که شامل مشخصات طرفین، خواسته، دلایل و مستندات، و شرح درخواست می شود. بدون تقدیم دادخواست، فرآیند اعاده دادرسی اصلاً آغاز نخواهد شد.

لایحه اعاده دادرسی:

«لایحه» به هرگونه نوشته یا متن دفاعی گفته می شود که طرفین دعوا یا وکلای آن ها، در طول جریان رسیدگی به دادگاه ارائه می دهند. لایحه برای تکمیل اطلاعات، ارائه دفاعیات، پاسخ به ادعاهای طرف مقابل، یا بیان توضیحات بیشتر در خصوص موضوع پرونده، به کار می رود. بنابراین، لایحه اعاده دادرسی، سندی است که پس از تقدیم دادخواست اعاده دادرسی و در جریان رسیدگی به آن، توسط خواهان اعاده دادرسی (یا وکیلش) به دادگاه ارائه می شود. این لایحه می تواند شامل توضیحات تکمیلی در مورد جهت اعاده دادرسی، دفاع در برابر اعتراضات احتمالی طرف مقابل، یا هرگونه استدلال حقوقی دیگری باشد که به تقویت موقعیت متقاضی در پرونده کمک کند.

تفاوت کلیدی:

تفاوت اصلی این دو در آن است که «دادخواست» شروع کننده یک فرآیند قضایی است، در حالی که «لایحه» در طول آن فرآیند و برای ارائه اطلاعات یا دفاعیات تکمیلی مورد استفاده قرار می گیرد. برای آغاز فرآیند اعاده دادرسی، حتماً باید «دادخواست اعاده دادرسی» ارائه شود. «لایحه اعاده دادرسی» به تنهایی و بدون وجود دادخواست، جایگاهی ندارد و نمی تواند منجر به آغاز یک پرونده اعاده دادرسی شود.

بنابراین، متقاضیان باید به دقت توجه داشته باشند که برای شروع فرآیند اعاده دادرسی، حتماً باید یک دادخواست اعاده دادرسی تنظیم و از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی ثبت نمایند، نه صرفاً یک لایحه.

نتیجه گیری

اعاده دادرسی از احکام قطعی دادگاه تجدید نظر، به عنوان یک طریق فوق العاده اعتراض، ابزاری قدرتمند برای احقاق حق و اصلاح اشتباهات احتمالی در فرآیند دادرسی محسوب می شود. این فرآیند، فرصتی استثنایی را برای بازبینی احکامی فراهم می آورد که به ظاهر قطعی شده اند، اما به دلیل بروز جهات قانونی خاص، شایسته بررسی مجدد هستند. از تعریف دقیق اعاده دادرسی و تمایز آن با سایر طرق اعتراض گرفته تا شناخت مرجع صالح، جهات قانونی، مهلت های مقرر و مدارک لازم، همگی اجزای حیاتی این مسیر حقوقی را تشکیل می دهند.

فرم دادخواست اعاده دادرسی در دادگاه تجدید نظر باید با نهایت دقت و بر اساس چارچوب های قانونی تنظیم شود. تأکید بر صحت اطلاعات، استدلالات قوی و مستند، رعایت مهلت های قانونی و ثبت صحیح از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی، از جمله عوامل کلیدی در موفقیت این دادخواست به شمار می روند. اشتباه در هر یک از این مراحل می تواند به رد دادخواست و از دست رفتن فرصت احقاق حق منجر شود.

با توجه به پیچیدگی ها و ظرایف حقوقی موجود در اعاده دادرسی، به ویژه در مورد احکام قطعی دادگاه تجدید نظر، بهره گیری از مشاوره و همکاری با وکلای متخصص و با تجربه در این حوزه، نه تنها توصیه، بلکه در بسیاری از موارد ضروری است. دانش و تجربه وکیل می تواند راهگشای مسیر دشوار اعاده دادرسی باشد و احتمال دستیابی به نتیجه مطلوب را به طور چشمگیری افزایش دهد.