گل‌آقا «دخو»یی که لغتنامه ننوشت

مدل اصلی گل آقا ، اما نه پیروزی ها ، علی اکبر خان دخدا بود. مشروطه خواه ، نویسنده ، نویسنده ، ملی گرا ، روزنامه نگار و البته واژه شناس و صابر فومنی هرگز فرصتی برای انجام مورد دوم پیدا نکردند.

مهرداد خدیر از نظر آوای البرز آذر ایران وی نوشت: “در هفدهمین سالگرد درگذشت کیومر صابری ، اما آنچه در مورد او نوشته نشده است آزار و اذیت است ، نه این که ناشناخته باشد و نیازی به معرفی آن نباشد. ، یکی از شخصیت های رسانه ای شد. هنگامی که تغییر اوضاع در دهه 1970 ، از ابهام سیاست در دهه 1960 کاسته شد.

روزنامه ال اطلاعات به عنوان روزنامه بی طرف شناخته و شناخته می شد ، اما همین روزنامه كارهایی را انجام می داد كه از جانب هیچ كس نبود ، یكی از آنها آرایه ای از “دو اصطلاح ریاضی” بود. روزنامه در چه سالی؟ 14 دسامبر 1984 بود. در اوج جنگ ، رابطه سیاسی ، تاریک و شوخ طبعانه روزنامه ها با مردم در برنامه “صبح جمعه با تو” و کمی بیشتر شوخی با گوشت 75 تومانی (75 ، نه 75000!) رادیو خلاصه شد. ؛ پس از وقایع سال 1960 ، همه عصایی در دست داشتند.

“دو کلمه” یک رویداد مهم در تاریخ روزنامه نگاری پس از انقلاب ، احیای طنز روزنامه نگاری و نوشتاری است ، و در حالی که هنوز وزیر در دبیرستان کمال ، آموزش و پرورش ، نخست وزیر و رئیس جمهور است. سپس مدت کوتاهی در دوره ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای بود که هرگز این فرصت به وی داده نشد و نقش سید محمود دوئی در این امر قابل تحسین است. او ستون روزنامه هایی به نویسندگان منتقد که هیچ مشکلی با اصل و نظام انقلابی نداشتند ، داد. با این حال ، نویسندگان و چهره های کلاسیک دیگر مانند سعید سیرزنی ، باستانی پاریسی و اسلامی ندوشن در صفحات این مقاله نوشته اند.

از آن زمان تا زمانی که مقاله اطلاعاتی را خریداری نکردیم ، قبل از اینکه اولین مقاله کاملاً باز شود ، ما کنار زدیم تا ببینیم آیا در گوشه سمت راست صفحه 3 “دو اصطلاح ریاضی” وجود دارد یا نه ، و گاهی اوقات به همین روش می خوانیم. سرگردانی روی تلفن همراه شما مثل الان نبود و نویسندگان سبک هنوز هم متفاوت هستند.

کیهان بعداً ستونی را در صفحه آخر طنز اضافه کرد ، که ارزش کار صابری را بیشتر نشان می داد ، گویی نویسنده آنها وفاداری خود را از راه های دیگر ابراز داشته و دلشکسته نبوده است.

نوشتن طنز سیاسی در اوج جنگ و در روزنامه ای به رهبری امام خمینی کاری نیست که هرکسی بتواند آن را انجام دهد ، اما صابری فومنی این کار را کرد ، “هدف آقا” یادآور امضای دخدا بزرگ است. “دخو” در روزنامه “سوراسرافیل” “پوچی” نوشت.

بسیاری از مردم نمی دانستند نام واقعی “Gola Aga” چیست ، اما اگر در همان ستون جدی آرم نوشته شده باشد مشخص نمی شد ، اما مشخص بود که او کیست.

با این حال ، هیچ تصویری از او منتشر نشده است ، و وقتی اولین بار او را از نزدیک در یکی از جلسات ماهانه در خانه عمویم می دیدم ، فراموش نمی کنم که او دارای شکل و ریش غیر حزب اللهی بود و من مدام آن را پرتاب می کردم بدن کوچک لهجه ای طلاکاری شده ، باورم نمی شد. و بعداً ، بعداً ، وقتی به خانه او بالای پل صدار در خیابان شریعتی رفتم ، به دلیل کار روی گل و گیاه ، به او نزدیکتر شدم و او می دانست که من نه تنها مانند او بلکه نویسنده هستم. مخصوصاً یک روز در نوروس ، در سال 1989 ، از خبر استعفا یا اخراج آیت الله مونته سوری هر دو شوکه شدیم و او شروع به صحبت در مورد سیاست کرد و حتی با وجود اینکه 24 سال داشت ، من تفاوت زیادی در سن نداشتم. از گل و گیاه گرفته تا فضای سبز گرفته تا شعر و ادبیات گرفته تا روزنامه و روزنامه نگاری ، البته سیاست و اقتباس از تصویر آقایی که من در نوشتن با آن شخصیت در ذهنم می شناسم.

با این حال ، به دلیل “Goal Aga Magazine” Goal Aga بیش از ستون در گوش ناشنوا افتاد. شش سال پس از تأسیس ، این مجله با جو “عالی” ، در اول نوامبر 1369 ، یک میلیون نسخه به قیمت 15 میلیون نسخه فروخت ، به سرعت فروخت و چاپ دوم و احتمالاً نسخه سوم را تجدید چاپ کرد. مجله صابری با همکاری مورتسا فارگیان شروع به کار کرد ، اما او به خوبی با صابری آشنایی داشت و پایان همکاری آنها آنچنان که انتظار می رفت سر و صدایی ایجاد نکرد. معلوم شد یک خاطره تلخ است. بزرگترین فاجعه زندگی او از دست دادن پسر کوچکش – آرش – در یک تصادف رانندگی بود ، و او بعد از این نوحه سلیقه خود را دوباره نوشت ، که آسان نبود ، و اکنون زندگی او برای نگه داشتن در Goal Aga چراغ روشن می شود ، اما پدر او را دنبال می کند.

گل آقا مجله ای مهم ، خواندنی و تأثیرگذار در طول دهه 1970 بود ، با استناد به مطالب آن و زنده ماندن از مصادره 1379 ، اما دو سال بعد ، در 12 نوامبر 2002 ، دوازدهمین سالگرد انتشار مجله صابر تصمیم گرفت که انتشار خود را متوقف کند. امضای او Golaga ، Shaglam و Gassanfer نبود (شخصیتهایی که وی نمایندگی انواع مختلف اجتماعی را خلق کرد) ، اما وی را امضا کرد: صابری فومنی. وداع با معنی و پایان آن!

او هرگز دلیل توقف نشریه ای را که به یک موسسه تبدیل شده اعلام نکرد.

وی انکار نکرد که نقش سوپاپ در جلوگیری از یک انفجار اجتماعی بد نبوده است ، اما وقتی شخصی با ویژگی های سعید مرتضوی در مطبوعات کشته شد نمی توان او را نادیده گرفت یا نادیده گرفت ، عملاً غیرممکن بود که انتشار ادامه هید. اگر او از سازمان های غیردولتی انتقاد کند ، به احتمال زیاد آنها به او نزدیک می شوند و اگر او از خاتمی انتقاد کند ، با دیکتاتورها موافق است. به نظر می رسد در این فضا به حسن حبیبی که یکی از هواداران و در عین حال موضوع گل آگا بود ، توصیه شده موضوع را کاهش دهد.

هنگامی که به او مبتلا به سرطان شد ، دیگر نتوانست ادامه دهد و احتمالاً ظرف دو سال می میرد. جالب اینجاست که مشهورترین جمله در مورد گل آقا کلمه ای است که وی هرگز نگفته و ننوشته است: “خاتمی بنویس ، بخش را بخوان!”

قبل از 2 ژوئن 1997 ، این شایعه به طور گسترده ای منتشر شد که گل آقا “خاتمی بنویس ، سخنران را بخوان!” یعنی لازم نیست آرا correctly درست شمرده شوند. با این حال ، او چنین جمله ای را ننوشت ، اما این یک ضرب المثل بود ، و صفتی از Gola Aga بود.

یکی از ویژگی های بارز صابری این است که او نثر بسیار خوبی داشته و با ادبیات کلاسیک و معاصر نیک آشنایی کافی داشته است و شکی نیست که برخی از آثار وی را می توان به عنوان نمونه نثرهای خوشمزه در کتاب های درسی گنجانید و آموزش داد. کافی است بگوییم که جنبه ادبی فقط مختص صابر نیست. ابوالفصل ساروی از نظرآباد یکی از اشراف گولاگا بود که در کمال ناباوری درگذشت و بیشتر خصوصیات صابری را در اختیار داشت.

مدل اصلی گل آگا ، اما نه پیروزی ها ، علی اکبر خان دخدا بود. مشروطه خواه ، نویسنده ، نویسنده ، ملی گرا ، روزنامه نگار و البته واژه شناس و صابر فومنی هرگز فرصتی برای انجام مورد دوم پیدا نکردند.

البته ، “شوک گل” اغلب با “افتضاح” مقایسه می شود؛ زیرا او یکی از نویسندگان آن بود ، اما از نظر خصوصیات شخصی او را مانند دخودا می دانستم. اگر او زنده بود می گفت شما هرگز این شباهت را دوست ندارید: او کجاست ، من کجا هستم؟

یکی از مهمترین خاطرات کیومر صابری این است که چند ماه قبل از رحلت امام خمینی (ره) به دیدار رهبر معظم انقلاب فقید رفت. با این حال ، پس از پذیرش قطعنامه 598 و تفسیر جام زهر ، جلسات عمومی امام لغو شد ، بنابراین صابری می گوید که حال او خوب نیست و بدون اینکه به ما نگاه کند دعا کرد که خیلی خسته است: ما می رویم زیرا شما ندیدی . اما این آقا نجیب زاده بود و تا وقتی که حرف را شنید سرش را بالا زد و لبخند زد و خندید.

“افرادی مانند کیومر صابری فومنی با گذشت زمان بیشتر شناخته شدند. شخصیت وی در این 17 سال مشخصتر شد و نثر او هنوز شاهد است.”

انتهای پیام