کانون را به ارشاد بسپاریم

سیدعلی کشفی خوانساری با یادآوری اینکه این مرکز را فراموش نکنیم، یادآور می شود: منطقی ترین و مضرترین راه حل ممکن جداسازی مرکز از وزارت آموزش و پرورش و پیوند آن با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یک سازمان کاملاً مستقل است.

این نویسنده و منتقد ادبی ادبیات کودک و نوجوان، دکتر. وی در یادداشت جدیدی که در اختیار آوای البرز قرار گرفته، نوشت:

«چندی پیش بود که موضوع واگذاری کتابخانه های کانون به نهاد کتابخانه ها مطرح شد و با مخالفت نهادهای مختلف فرهنگی و اجتماعی مواجه شد. در آن زمان بسیاری از پاسخ ها و نظرات شکل احساسی به خود می گرفت و دلایل موافقت و مخالفت با این ایده تحلیل عقلانی نمی شد. امروز جا دارد مروری بر آنچه اتفاق افتاده است، به تصویری درست و جامع از این پروژه، بازتاب ها، پیامدها و راه های اصلاح آن دست یابیم.

مهم اعلام نظر رسمی همه سازمان های مرتبط با این موضوع است که هرگز چنین رویکردی را ندیده اند. انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک، شورای کتاب کودک، انجمن تصویرگران ایران، مرکز مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز، بنیاد بازی کودکان، انجمن علمی ارتقای کتابخانه‌های عمومی و انجمن کتابداری و اطلاع‌رسانی ایران از جمله این انجمن‌ها هستند. همه به جز یک نهاد با این طرح مخالفت کردند.

همچنین صدها نویسنده، هنرمند، صاحب نظر، مدیر و… در این باره صحبت کرده اند که آثار کلی و نسبی این سخنان در هزاران نوشته و پیام را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:

1. کانن پورورش یک میراث ملی، یک برند جهانی، یک موسسه تاثیرگذار در ادوار مختلف و یک موسسه محبوب برای بسیاری از ایرانیان است. پس لطمه زدن به این نام و عنوان منطقی و کارشناسی نیست.

2. هیچ کس از وضعیت موجود مرکز دفاع نمی کند. این مرکز با اهداف مشترک و کارایی گذشته فاصله دارد.

3. مهم ترین انتقاد، تهیه چنین طرحی در وزارت ارشاد و ارائه آن به دولت قبل از مشورت با کارشناسان، متخصصان، بازرگانی و ارگان های عمرانی حوزه است. طرح علی القاعده ارائه شده به هیات دولت باید مراحل منطقی و عادی کارشناسی، مشاوره و بررسی را طی کرده باشد.

4. جدا کردن کتابخانه های اصلی از بقیه آن معنا ندارد. الحاق کتابخانه های مرکز به هر سازمان دیگری منجر به از دست رفتن کتابخانه های مرکز و فوت بقیه مرکز می شود. مسئولیت سنگین و سنگین تری بر عهده سازمان جدید خواهد بود.

5. وزارت آموزش و پرورش که از نظر سازمانی متولی مستقیم کانون است، اساساً در این چهل سال به ویژه در دهه اخیر توجه و عملکرد مناسبی برای حمایت و توسعه کانون نداشته است. ربطی به اهداف و برنامه های مرکز ندارد. حتی در هیاهوی اخیر عمومی، این وزارتخانه هیچ موضع ملایمی، بحث کارشناسی و دفاعی از مرکز دریافت نکرد. یعنی این وزارتخانه قبل از هر مصوبه ای مرکز را طلاق داده و رها کرده است. بنابراین خروج از این وزارت برای همه کاملاً منطقی و قابل قبول است.

6. ترجیح قانونی و منطقی برای استخدام فارغ التحصیلان کتابدار در جذب کتابدار و مربی در کتابخانه های مرکزی رعایت نشد، انجمن وابسته به کتابخانه های عمومی در بیانیه ای از این موضوع انتقاد کرد که این نکته معتبر است.

7. پیوستن کل یا بخشی از مرکز آموزشی به تأسیس کتابخانه های عمومی توجیه قانونی، علمی و تخصصی ندارد. تفاوت ذاتی و اساسی کتابخانه کودک و کتابخانه عمومی بسیار واضح است، این دو نوع کتابخانه در طراحی، برنامه ریزی، منابع، دکوراسیون، سکوت و آرامش در مقابل شادی، بازی و سروصدا، مهارت معلم، ساعات کاری و فرهنگ هستند. برنامه های جانبی آموزشی و غیره .. تفاوت ها و تضادهای واضحی وجود دارد. روشن و بدیهی است که کتابخانه کودک، کتابخانه عمومی نیست.

همانطور که از نام و تعریف نهاد کتابخانه های عمومی پیداست، این نهاد متولی کتابخانه های «عمومی» است و هیچ گونه رسالت و ارتباطی با انواع دیگر کتابخانه ها مانند کتابخانه های کودک، دانشگاهی، تخصصی، وقفی، ملی و … ندارد. .

8. برای هرگونه تغییر در ساختار حاکمیتی و ساختار اداری مرکز، تصویب شورای اسلامی الزامی است. از آنجایی که قانون این شرکت دولتی مورد تایید قوه مقننه است، تغییر اختیارات قانونی تنها در قوه مقننه امکان پذیر است، قوه مجریه باید پس از کارشناسی، ایده خود را در قالب لایحه در مجلس ارائه کند. امتحان

9. با توجه به ماهیت و ماهیت فعالیت های فرهنگی و آموزشی، مفهوم استقلال مرکز در قالب شرکت سهامی عام، در چارچوب بورس یا فرابورس و … مالی و اجرایی نیست.

10. استقلال مرکز در چارچوب تشکیلات مستقل وزارتخانه ها مستقیماً زیر نظر رئیس جمهور چندان واقع بینانه نیست. ساختار اداری ایران به گونه ای است که حتی نهادهای بسیار بزرگی مانند شرکت ملی نفت ایران و سازمان تامین اجتماعی از طریق یک وزارتخانه با قوه مجریه در ارتباط هستند.

***

حال با مروری بر آنچه گفته شد، منطقی ترین و مضرترین راه حل ممکن جداسازی کانون از وزارت آموزش و پرورش و پیوند آن با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یک سازمان کاملاً مستقل است. به گونه ای که نام، تاریخ، عناصر و غیره کانون حفظ و قدرت و اقتدار آن افزایش یابد.

وزارت ارشاد برخلاف وزارت آموزش و پرورش با اهداف و فعالیت های کانون آشنایی بیشتری دارد و زمینه و پیشینه بیشتری برای فعالیت های گسترده، مستقل و مستقل سازمان های زیر مجموعه خود دارد. به همین ترتیب سازمان هایی مانند سازمان حج، زیارت، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان اوقاف و امور خیریه همگی از نظر ساختاری زیرمجموعه وزارت ارشاد و زیرمجموعه آن هستند. کانون می‌تواند جایگاهی مشابه این سازمان‌ها با هیئت امنا و هیئت‌مدیره برون‌وزارتی داشته باشد و نسبت به گذشته مسیری قوی‌تر و چابک‌تر را اصلاح کند و طی کند.

انتهای پیام/