مساله سیستان‌وبلوچستان – آوای البرز

دو اصل «جیوه» و «چیرگی» در گرو استفاده از فرصت ها و کسب ثروت است. «زندگی» اقتصاد و فرهنگ است، «چیرگی» قدرت و امنیت است. دانایی گفت: اقتصاد علم است، فرهنگ اصالت است، صلابت و امنیت مایه سرافرازی و آرامش است، اگر نه چه فایده و چه ضرر؟

بر اساس یادداشتی که در روزنامه آوای البرز نوشته شده است اطلاعات سید مسعود رضوی نوشت: اساس سیاست ها و برنامه های دولت باید بر همبستگی، قانون، برابری شهروندان و منافع ملی باشد.

موضوع این یادداشت مسئله شرق است که نویسنده در سال های اخیر ده ها بار آن را نوشته و به ویژه بر اهمیت نگرش ها و عملکردها در سیستان و بلوچستان تاکید کرده است. ژئوپلیتیک ایران باید بر اساس یک موازنه جدید تعریف شود تا امنیت بلندمدت تضمین شود و قدرت و نفوذ ایران تضعیف نشود.

اولویت در این هژمونی بازتر بودن مرزها و تمرکز بر شاهراه های اقتصادی است. بدون این حمایت نمی توان مرزهای دور را حفظ کرد. در این جغرافیای سیاسی، نقاط خاصی به عنوان نقاط کلیدی و پشتیبان در نظر گرفته می شود که به گفته بسیاری از کارشناسان، بندر چابهار مهمترین این نقاط است. چرا؟ زیرا دریای عمان دروازه باز اقیانوس هند و شروع کریدور جنوب – شمال ایران است. این کشور دارای مهمترین ذخایر انرژی جهان در جنوب و شمال است، در قلب جاده ابریشم قرار دارد و بیشتر خاورمیانه را به هم متصل می کند.

چگونه است که در چنین مکان حساس و گرانبهایی، جدای از صادرات و واردات کشور، هنوز نمی توانیم یک بندر عظیم مکانیزه بین المللی داشته باشیم که هر روز شبکه ای از کشتی های بزرگ از سراسر جهان در آن پهلو بگیرند؟ نیازهای صنعت و بازرگانی داخلی را برآورده کند، تردد ده ها کشور را بپذیرد و در نهایت به مرکز تجارت و اقتصاد ایران با توجه به طبیعت و جغرافیای تاریخی تبدیل شود؟

من این نکات را آرمان‌آمیز مطرح نمی‌کنم، می‌دانم واقعیت فعلی چقدر با آنچه نوشته شده فاصله دارد، اما با امکانات، مدیریت، اراده، برنامه، خرد و گستره قرن بیست و یکم غیرممکن نیست. به اینها باید علاقه کشور و ملت را هم اضافه کرد تا مدارس کاپری، بچه های بی مدرک، خشکسالی و گرسنگی در خاک جواهر خیز جنوب شرق ایران دیده نشود.

از چابهار تا نواحی جنوبی سیزیستان بلوچستان تا بوشهر می توان یک امپراتوری دریایی و یک قاره تجاری ایجاد کرد. تفرجگاه های جنوب خلیج فارس از شبه جزیره عربستان تا قطر و عمان در مقایسه با این بهشت ​​ساحلی چه مزیتی دارند؟ اصلا قابل مقایسه نیست.

ما باید شبکه ای از بنادر تازه ساخته و مرفه برای کار مردم از سراسر آسیا در اینجا داشته باشیم تا از مهاجرت غیرقانونی برای کار منظم، سفر و خرید خانه در امارات، ترکیه و کشورهای دور جلوگیری کنیم. بار دیگر باید با جهش توسعه ای این امر را محقق کنیم، در غیر این صورت در سال های آتی موازنه دارایی ها و نقدینگی، صنعت و تجارت ما را به نقطه ای می رساند که مشکلات فعلی بر برنامه های بلندمدت و امنیت منطقه ای حاکم خواهد شد. برتری محلی. فقط فقر و خستگی ما را پایین می آورد.

«آینده ایران» یا «آینده ایرانی»، این دو گزاره دو دیدگاه متفاوت هستند. اولی انفعال و نگرش فرقه‌ای نسبت به ملتی با نژادها، مذاهب و فرهنگ‌های در هم آمیخته که روز به روز با سیاست‌های روزمره، مشکلات پیش پا افتاده و تنش‌های فراوان زندگی می‌کنند، و دوم توسعه و شکوفایی و استفاده و قدرت بالقوه این پیوندها. . ثروت بی نهایت باعث ایجاد هماهنگی، امید و تعادل در بین مردم و شهروندان خواهد شد.

جنوب شرق ایران علاوه بر شکوفایی و نشاط اقتصاد ملی، صنایع، برنامه ها و توسعه، به جمعیت زیادی از متخصصان جوان، کارگران کارآمد و ایجاد صدها جوان نیاز دارد. هزاران شغل و مسکن در بنادر و شهرهای جدید برای تغییر توسعه منطقه ای و رقابت تجاری به نفع ما، از جنوب شرقی آسیا تا شبه جزیره عربستان. قبل از مهاجرت کارگران به سد گوادر پاکستان، اگر دیرتر از این به خود بیاییم، شکستی تاریخی برای ایران منشا فقر خواهد بود.

وضعیت طبیعی شرق، وضعیتی است که ما را در هر برنامه توسعه واقع بینانه و سنجیده ای به سوی تعالی و شکوفایی سوق می دهد. بقیه مکان ها از غرب به شمال به همراه شرق می توانند تغییرات و حرکت مثبتی ایجاد کنند. اسراقی هروی شاعر هرات متوفی سال 456 می نویسد:

به طوری که هیچ کس اشتباه غرب را نمی داند

هیچ کس یمن را از شرق نمی خواهد

از هر سری از نعمت های خود بهره ببرید

برای هر کاری که انجام می دهید خود را سرزنش نکنید!

جایی برای تفسیر این اشعار نیست. وگرنه نشان می دادم که قدرت استعماری ایران در همین سرزمین های شرقی سرچشمه گرفته و شکوفا شده است.

علاوه بر این مسائل، توسعه منطقه جنوب شرق کشور، امنیت و ثبات درازمدت و پایدار در سیستان و بلوچستان را تضمین می کند و اجازه وسوسه و تحریک دشمنان و رقبا را خدای ناکرده اندیشه شیطانی تجزیه را به صفر می رساند. قدرت اقتصاد از هر بخش دیگری دشوارتر و پایدارتر است. در غیر این صورت، هیچ موضوع دیگری ترجیح داده نمی شود، زیرا دو اصل «زندگی» و «موفقیت» در گرو استفاده از فرصت و ثروت است. «زندگی» اقتصاد و فرهنگ است، «چیرگی» قدرت و امنیت است. دانایی گفت: اقتصاد علم است، فرهنگ اصالت است، صلابت و امنیت مایه سرافرازی و آرامش است، اگر نه فایده و درد چیست؟

انتهای پیام/