امدادرسانی با لباس دامادی!

به گزارش شفاف ، “شهروند” در ادامه نوشت: زندگی در دره او را به یک کوهنورد قوی تبدیل کرد و به او جسارت جست وجو در میان قبایل را داد.

حسین گفت: “چلگرد برفگیرترین شهر ایران است.” “در زمستان ، بسیاری از دهکده های کوهستانی مدت زیادی در پشت برف زندگی می کنند ، و انتظار بهار دارند ، و این روزها افراد زیادی برای تأمین هزینه های زندگی خود تلاش می کنند.”

این همیشه به درد حسین می خورد تا اینکه تصمیم می گیرد به جای اندوه از مشکلات عشایر و روستاییان ، برای رفع این مشکلات گام بردارد: “وقتی دیدم بدون دست خالی و آموزش نمی توان مردم منطقه من را باز کرد ، به توصیه عموی خود تصمیم گرفتم که این یک هلال احمر است. من در دوره های آموزشی جمعیت هلال احمر شرکت خواهم کرد و عضو این سازمان امداد خواهم شد. “

امروز حسین “ناجی یک نفر” در اردوگاه چلگرد است و نقشی اساسی در امداد رسانی در منطقه دارد.

با لباس خونین به خانه رسیدم

وی از زمان عضویت در جمعیت هلال احمر درگیر کارهای امدادی نبوده است. مثال او وضعیت او در شب و روز عروسی بود.

امدادگر که با لباس عروس در میانه راه کمک می کرد ، ماجراهای این روز و لبخند را به لب می آورد: «ما روز قبل از عروسی یک مراسم حنابندان داشتیم. فاصله خانه عروس تا خانه ما بسیار زیاد است و در روز حنابندان باید این مسافت را تا خانه عروس طی می کردم. »

وی ادامه می دهد: در میانه راه تریلی واژگون شده مشاهده کردم که مقدار زیادی آب معدنی در آن بود ، به دلیل این حادثه سفر به بندرعباس ادامه پیدا نکرد.

خودم روی خودم کار کردم

حسین با همان لباس محلی به داماد کمک می کند. وی گفت: “عبور از جاده برای ماشین ها بسیار دشوار بود و کسی نبود که بتواند به این بنده خدا کمک کند.” “من مجبور شدم لباس دامادی محلی را بپوشم و به وقت خودم به مراسم بروم اما تحمل آن را نداشتم.”

این داوطلب ادامه می دهد: “من از ماشین پیاده شدم ، بلافاصله با پایگاه تماس گرفتم و برای کمک به راننده و سایر کارکنان رفتم. آنها سه نفر بودند ، تا اینکه دوستان آمدند. “این عمل جراحی ساعتها طول کشید و من با گروهی از دوستانم خیلی دیر به مراسم حنابندان رسیدم.”

شب عروسی و تصادف خونین

اما پایان ماجراهای داماد نبود و او مجبور شد در حین عروسی در یک حادثه وحشتناک دیگر نیز کمک کند.

وی درباره این حادثه گفت: “در راه بازگشت از عروسی به خانه ، متأسفانه یک تصادف جدی بین یک سمند و پوگو رخ داد.” »

وی گفت: “من برای کمک به صحنه آمدم.” “سایر دوستان هلال احمر که با ما بودند به کمک آمدند.”

وی ادامه داد: خوشبختانه در این حادثه کسی به دلیل حضور موقت ما کشته نشد ، اما پس از نجات ، فهمیدم که تمام لباس های دامادم آغشته به خون مجروحان است. “من می ترسیدم که همسرم در این شرایط ناراحت شود ، اما نه تنها در این وضعیت ناراحت نبود ، بلکه با کمال ناباوری دیدم که به خاطر نجات جان انسان به تو افتخار می کنم.”

کوهها در پایتخت برفی ایران

حسین منطقه پشت سر خود را مانند پشت دست خود می داند. کوه Clonchi ، شاه شهیدان از Chale Mission ، گردنه Asalkan ، Small Pass و شاه منصوری هر روز صحنه حوادث مختلفی هستند: «بارش برف سنگین تا 20 روز آینده در چلگرد آغاز می شود و جاده ها یکی یکی بسته می شوند. این در حال تغییر است. از طرف دیگر ، همچنان که اولین پیست اسکی سرمه ای در منطقه باقی مانده است ، ما همیشه در فصل سرد سال از بسیاری از دوستداران ورزش های زمستانی استقبال می کنیم. “سفر امن.”

ما سال جدید را با آرامش آغاز کردیم

یکی از خاطرات کاری او به دوران قدیم برمی گردد. این زایمان امسال بود و گزارش شده است که سه نفر در سطح باریک آب به دام افتاده اند ، اگرچه ما مکان دقیق آنها را می دانیم اما راهی برای رفتن نداریم.

هر چقدر هم که سخت و دشوار بود ، به این افراد رسیدیم. متاسفانه دو نفر بر اثر برف جان خود را از دست دادند و دیگری پای او را شکست. بکشش پایین.

حسین مجبور است برای گذراندن دوره های آموزشی امداد به استان اصفهان سفر کند. وی گفت: “منطقه کوهستانی ما همیشه شاهد حوادث زیادی بوده و مردم محلی در این منطقه باید این آموزش ها را بیاموزند تا در صورت بروز حادثه سریعتر عملیات امدادی را انجام دهند.” “با درک این موضوع ، همه دوره های آموزشی ویژه را با بسیاری از دوستان دیگر گذراندیم.”